مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

نقش پدر در خانواده و مدرسه

وجود پدر و حضور او برای رشد عاطفی کودکان اهمیت دارد. به گفته روان‏شناسان در رابطه بین پدر و فرزند، کیفیت رابطه بسیار مهم‏تر از میزان کمی آن می‏باشد. همچنین تحقیقات نشان می‏دهند که نبود رابطه موزون بین پدر و فرزندان برنتایج تحصیلی و آزمون‏های هوشی فرزندان به خصوص پسران اثرات منفی دارد و این که حضور پدر و کیفیت رابطه او با کودک، برای تشکیل
خود پنداره، عملکرد شخصیت و رضایت کلی کودک از زندگی کمک بزرگی می‏باشد. به گفته دو تن از محققان، فیسر و لازرسون (۱۹۸۴)، پدری کردن می‏تواند تأثیر قابل توجهی بر رشد شخصیت از جمله اعتماد به نفس، پیشرفت تحصیلی و حتی افزایش ضریب هوشی فرزندان داشته باشد.نقش پدر در خانواده و مدرسه
***
اما به راستی چرا حضور پدران در مدرسه فرزندشان و شرکت آنان در جلسات گوناگون به رویا تبدیل شده است؟ چرا نشست‏ های آموزش خانواده و جلسات اولیاء و مربیان خاص مادران شده و اگر پدری در این گونه گفتگوها و همایش‏ ها حضور پیدا کند، فکر می‏کنیم یا بیکار است یا مشکل دارد؟! اغراق نکرده‏ ایم اگر بگوییم حضور مردان و پدران در جامعه به خصوص مهدکودک‏ ها و مدارس به رویا شباهت دارد و اگر پای درددل زنان و فرزندان آنها بنشینید به حقایقی که در این جا می‏آید، پی می‏برید! و انگار این موضوع طوری همه‏ گیر شده و به تمام مردان چه مجرد و چه متأهل،‌ با فرزند یا بدون فرزند، چه شاغل باشند یا اصلا بیکار خانه‏ نشین، و تحصیل کرده یا کم‏ سواد سرایت نموده است که هیچ‏وقت در هیچ‏یک از جلسات آموزشی و گفتگوهای جمعی که برای ارتقاء و بهبود زندگی خود و خانواده‏ هاشان و یا افزایش آگاهی خود که توسط مدارس، مهدها، سازمان‏ ها و مراکز تشکیل می‏شود، شرکت نکنند! … بیماری بدی است نه؟
در تمامی گردهمایی‏هایی که در مدارس یا مهدها برگزار شده و می‏شود، ما شاهدیم که زنان و مادران، با چه شوق و احساس مسئولیتی حاضر شده و برای اطلاع از وضعیت فرزندان خود یا جهت برقراری ارتباط بهتر با آنان، فعالانه شرکت جُسته و برای تداوم این جلسات بی‏قراری می‏کنند.
جای تحسین دارد که زنی پس از چند سال همسرداری و تربیت فرزند، برای ارتباطی سالم‏تر با همسر خود، رفع مشکلات رفتاری و اخلاقی نوجوان خود و کسب اطلاعات بیشتر در این رابطه، پای صحبت‏های کارشناسان می‏نشیند و از مشورت با آنان بهره می‏گیرد اما اگر از همسر خود در خصوص مسأله پیش آمده همکاری بخواهد، یا «دیوانه» ‌خطاب می‏شود یا اگر کمی سطح بالا ‏باشد «روانی»!
بله این‏ها واقعیاتی است که هر روز و همیشه در جامعه کوچک- جامعه کلیمی- و چه بسا جامعه بزرگ خود شاهدیم، جامعه‏ای که هنوز زنان به تنهایی مسئولیت‏ های آموزشی بچه‏ هایشان را به دوش می‏ کشند و بعد از معلمان و مربیان، به وضعیت تحصیلی آنان رسیدگی می‏کنند. اما جای تأسف است که با وجود این همه پیشرفت در دانش بشری،‌ نگارش کتاب‏ هایی در تمام زمینه‏ ها، بالا رفتن سطح فکر آدمی و … هنوز هم زنان هستند که مشتریان پروپاقرص برنامه‏ های علمی تلویزیونی، مجلات و کتب روانشناسی و مباحث رادیویی می‏باشند و دریغ از مطالعه یک خط کتاب توسط پدران!
البته مقصود و منظور، همه پدران و افراد مردان نیست، چرا که پدرانی وجود دارند که برای پرورش و تربیت و به بار آوردن هر چه بهتر کودکان یا نوجوانان خود مطالعه کرده، با آنان گفتگو می‏کنند و پای درددلشان می‏نشینند یا پدرانی که جهت بهبود وضعیت خانواده‏ شان یا در صورت بروز مشکلی رفتاری در نوجوانشان مشورت تخصصی می‏گیرند، اما روی سخن ما، اکثر پدران می‏باشد. پدرانی که بنابر یک آمار غیر رسمی، ۹۵ درصدشان از این که فرزندشان در چه کلاسی درس می‏خوانند یا در کدام رشته دانشگاهی تحصیل می‏کند، و یا وضع تحصیلی او چگونه است، بی‏ اطلاعند! این پدران غافلند و نمی‏دانند که اگر شب‏ها قبل از خواب برای کودک خردسال خود قصه بگویند یا اوقاتی هر چند ناچیز را صرف بازی با کودک خود کنند، چه تأثیرات روانی خوبی بر او می‏ گذارند. غافلند از این که اگر به فرزند خود دیکته بگویند یا در مورد روزی که در مدرسه گذرانده است، پرس و جو کنند، چقدر به اعتماد به نفس او کمک می‎کنند و یا اگر در یک سال تحصیلی به مدرسه فرزندشان سری بزنند و در جریان اوضاع و احوال آنجا قرار بگیرند، چه احساس غروری را به فرزند خود هدیه می‏کنند.
آری، در روزگاری که کودکان خلاق ما با اینترنت و بازی‏ های کامپیوتری عجین شده و شاید بیشتر از ما بدانند و بفهمند و در زمانه‏ای که نوجوانان ما رُمان‏ها و کتاب‏های گوناگونی می‏ خوانند و توسط سایت‏های گوناگون علمی و غیرعلمی از دنیای اطراف خود اطلاعات بسیاری کسب می‏کنند، جای تعجب نیست اگر کارهای عجیب و رفتارهای غریب‏شان، ما را عصبی و سردرگم کند و سبب مشاجره‏ های لفظی و فیزیکی زیادی بین ما گردد! و همچنین شرایط پدران را به توجه بیشتر و ارتباط نزدیک عقلی و عاطفی با فرزندانشان موظف‏ تر از معمول می‏کند.
دیگر این که در موقع بروز مشکل باید این را بدانیم که کمک گرفتن از متخصص و کارشناس، دیوانگی نیست و با تغییر تفکر و اصلاح باورهای خود می‏ توان ریشه‏ های بروز مشکلات بسیاری را از درون خود، خانواده و فرهنگ‏مان بیرون کشیده و قطع کرد، دنیای بهتر برای خود به وجود آورد و فرهنگ تازه‏ ای را برای نسل خود و آیندگان‏مان ساخته‏‏ ایم.



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: