مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

بررسی عقده حقارت، علل و درمان آن

تربیت صحیح کودک، اولین و اساسی ترین رکن سعادت فردی و اجتماعی است و این مسئولیت خطیر در درجه اول به عهده والدین می باشد.پدران و مادرانی که عالم به روش های تربیتی نیستند و از نیک و بدهای آن بی خبرند، یا آنکه می دانند ولی بطور صحیح و شایسته در مورد فرزندان خود عملا بکار نمی برند، قادر نیستند اطفال خویش را به خوبی تربیت کنند و آنان را افراد صالحی بار بیاورند.
محبت های بی مورد، خشنونت های بی موقع، ناز کشیدن های غلط ، تشویق نکردن، بی جا تشویق کردن و خلاصه تمام این عیوب تربیتی یا معلول نادانی والد یا مربی است و یا بر اثر اینست که آنها نخواسته یا نتوانسته اند به وظایف خود عمل کنند. در هرحال نتیجه اش سوء تربیت است.
تربیت بد یعنی طفل را بدون خط مشی معین و تقسیم وقت به حال خود گذاشتن. در این حالت است که کودک، بدون رنج و زحمت به هرچه بخواهد می رسد، بخصوص اگر یقین داشته باشد که به جزای اعمالش نمی رسد. تربیت های سوء و ناپسندیده در جسم و جان کودک آثار بدی می گذارد و بعضی از آنها تا پایان عمر باقی می ماند و همواره صاحبش را رنج می دهد. یکی از آثار سوء تربیت پدید آمدن عقده حقارت است.
احساس حقارت در فرهنگ فارسی عمید،به حالت سرکوفتگی و افسردگی همراه با کینه‌توزی که به ‌سبب ناکامی و تحمل رنج و خِفت و حقارت پدید می‌آید،تعریف شده است،که با علائمی از قبیل:عدم اعتماد به نفس،خشم،تندخویی،انزوا،افسردگی،کم رویی و سستی،تکبر و فخر فروشی،انتقام جوئی،اعتیاد به مواد مخدر،درویی و نفاق،و….ظاهر می شود.کسانی که به این حالت روانی گرفتارند و در خویش احساس پستی می کنند، همیشه پریشان خاطر و مضطربند و ضمیرشان از فشار نگرانی و ناراحتی در عذاب است.
شخصیت چنین آدمی ترکیبی است از بی ثباتی، عدم اعتماد به نفس و تردید و دودلی، سپس فرار از واقعیات زندگی و پناه بردن به خواب و خیال، الکل، قمار و نظایر آن. از طرف دیگر اگر این آدم جزو انسان های ماجراجو باشد، برای پوشاندن حس حقارت خود به حق کشی، خود را بالاتر از دیگران شمردن، و افراط و مبالغه در رفتار و گفتار می پردازد.
بسیاری از گریه ها و خنده ها، فروتنی ها و تکبرها، انتقام یا چشم پوشی ها، گوشه نشینی یا خودنمایی ها، تکریم یا توهین ها و دهها اعمال دیگر مردم، از عقده حقارت سرچشمه می گیرد. گاهی این اعمال به اندازه ای طبیعی جلوه می کند که نه مردم به منشاء روانی آن توجه می کنند و نه خود فرد به ریشه کار خود که از عقده حقارت سرچشمه می گیرد آگاهی دارد.
پیاژه در این‌باره می‌گوید: به نظر روان‌شناسان هیچ مرد یا زنی نمی‌تواند بطور کامل از عدم تعادلی که منجر به نشانه‌های روانی عقده حقارت می‌شود، فرار کند. ولی این عدم تعادل گاه رسیدن به موفقیت‌های بزرگ را سبب می‌شود. در واقع بعضی پیروزی‌ها را ممکن است نتوان بدون محرک قوی احساس حقارت بدست آورد.

تفاوت بین شخصی که از احساس طبیعی حقارت استفاده مثبت می‌برد و از آن برای کسب موفقیت بیشتر بهره می‌برد، با کسی که تسلیم آن می‌شود، فراوان است. اما از نقطه نظر علمی هم آن پیروزی خارق‌العاده و هم آن شکست و حالت منفی هر دو ، دو درجه مختلف از عقده حقارت است. هنگام مواجهه با پیشامدهای تازه ، کوشش دارد با آنها برخورد نکند یا وضع دفاعی به خود بگیرد و یا به نحوی موقعیت خود را عوض کند. حتی ممکن است در این راه مبالغه نموده و دفع تهاجمی به خود بگیرد و این وضع تهاجمی گاه به صورت مبالغه‌آمیز درآمده و به احساس برتری مبدل می‌شود. تفاوت بین یک شخص معمولی و کسی که مبتلا به عقده روانی حقارت یا برتری می‌باشد، در کوشش برای کسب قدرت است. اولی برای انجام بهتر کار و وظیفه‌اش و دومی قدرت را برای نمایش دادن شخصیت خود به مردم.
از احساس حقارت تا فعالیت مضاعف

در احساس حقارت ، شخص را می‌توان به سهولت به طرف پیشرفت‌ها و پیروزی‌ها راهنمایی کرد. ولی وقتی احساس حقارت به عقده حقارت تبدیل شد، امکان هدایت و بهره برداری از آن از بین می‌رود. آدلر می‌گوید: احساس حقارت ممکن است هم اشخاص سالم و هم آنهایی که دچار عقده حقارت هستند را وادار به فعالیت کند، برای اشخاص سالم رسیدن به هدف ، احساس برتری به وجود می‌آورد. ولی کسی که دچار عقده حقارت است، هرگز موفق نمی‌گردد و حتی با رسیدن به هدف‌هایش نمی‌تواند بر احساس ناتوانی و بی‌کفایتی خود مسلط شود.

وقتی احساس حقارت تبدیل به عقده می‌گردد

وقتی احساس حقارت تبدیل به عقده گردید، علاوه بر اینکه امکان اصلاح و تبدیل آن به یک قدرت سازنده مشکل خواهد بود. بلکه به قدرت مخربی تبدیل خواهد شد که احتمال دارد شخص را به طرف جنایت و خیانت و خودکشی نیز سوق دهد. پیاژه معتقد است اشخاصی که از عقده حقارت رنج می‌برند، ممکن است کوشش کنند جنبه‌هایی را که موجب ایجاد احساس حقارت در آنها می‌شود، از دیگران پنهان دارند و این احساس را از ذهن خود محو کنند و اصولا سعی داشته باشند وانمود کنند که بالاتر از هر کس دیگر قرار دارند و بسیار متکی به خود و متعهد به نفس می‌باشند.

اما از آنجا که واقعا و باطنا به خودشان اعتماد ندارند، در این تظاهر مبالغه می‌کنند و برای شخصی که دچار عقده حقارت است، دنیا جای ستیز و دشمنی است. حال اگر عقده حقارت باعث غرور یا وحشت ، لاف زدن یا اتکای شدید به دیگران گردد، این فرد هرگز از روابط خود با دیگران راضی نخواهد بود و هر وقت که می‌خواهد به دیگران نزدیک شود به اندازه کافی نسبت به وی همدردی و تفاهم نشان نمی‌دهند.

علل و انگیزه‌های احساس حقارت در کودک :

پرخاش و سخت‌گیری والدین :از جمله عواملی که گاه باعث احساس حقارت و یا به اصطلاح دیگر، خود کم‌بینی می‌شود، پرخاش و سخت‌گیری والدین می‌باشد. وقتی کودک در مقابل دیگران مخصوصا در مقابل همسالان و همبازی‌های خود مورد پرخاش و اهانت قرار می‌گیرد و این کار تا جایی پیش می‌رود که اطرافیان هم کم‌کم همین رفتار را با او در پیش می‌گیرند، احساس حقارت در کودک شروع به جوانه‌زدن می‌کند. در واقع بسیاری از زخم‌های روانی و نابسامانی‌های روحی از دوران طفولیت در کودک ایجاد می‌شود، بنابراین باید مراقب کودک بود تا عوامل این ناراحتی‌ها برای او فراهم نشود.

از سوی دیگر کودک یا هر شخص دیگری که به خود تکیه داشته باشد و این اعتماد را در خود احساس نماید که در مقابل خوشی‌ها و ظواهر فریبنده زندگی فریب نخورده و در مقابل مشکلات نیز استوار و پابرجا باشد، هرگز احساس حقارت نمی‌کند. اما گاه والدین با رفتار نامناسب خود این اعتماد به نفس را از کودک خود می‌گیرند. گاهی احساس حقارت با حسادت توام است، که این احساس حسادت جز خود آزاری و احساس حقارت نتیجه دیگری ندارد و کودک کم کم احساس حقارت و خودکم‌بینی می‌نماید. اما می‌توان با رفتاری صحیح کودک را از این احساس دور کرد.
نقص عضو یا محروم بودن از نعمت والدین :بعضی از کودکان دارای نقایص جسمی هستند و همین نقیصه سبب می‌شود که در مقابل دیگران احساس حقارت کنند و بعضی دیگر به دلیل فقدان یکی از والدین یا هر دو احساس کمبود و حقارت می‌کنند. و گاهی کودک با داشتن پدر و مادر اما نداشتن روابط صحیح عاطفی در خانواده احساس حقارت می‌کند. اما به هر حال ، هیچ کس را از این احساس راه گریزی نیست و تنها وقتی می‌توان ریشه‌اش را از بیخ کند که بتوان آن را به صورت محرکی مثبت برای انجام کارهای مفید درآورد.

والدین باید توجه داشته باشند کودکی که با بروز اعمال و رفتارهای گوناگون می‌خواهد برتری‌هایی از خود نشان دهد، کودکی است که احتمالا احساس حقارت دارد. لذا نباید به ذوق چنین کودکانی زد. زیرا قبلا در خیلی موارد به ذوقشان زده شده که به این صورت درآمده‌اند. باید بطور صحیح به آنها توجه کنند و به آنها بفمانند که واقعا آنها هم برتری‌هایی دارند و کارهایشان مورد توجه و علاقه والدین است تا در آنها اعتماد به نفس بوجود آورند و ریشه احساس حقارتی را که از این راه نصیبشان شده، بخشکانند. هرگز نباید برتری‌های کودکان دیگر را وسیله‌ای برای انگیزه دادن برای پیشرفت کودک قرار دهند. زیرا تاثیر کاملا برعکسی می‌گذارد.



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: