مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

طلاق پایان راه نیست

وقتی آرزوهایت نقش بر آب می شود. وقتی خانه رویاهایت از هم می پاشد، وقتی جنگ و جدال جای نگاه های مهربان را می گیرد، وقتی زبان ها نیش دار می شود و کنایه جای منطق را می گیرد، وقتی می بینی به آخر راه رسیده ای، وقتی همه راه ها را امتحان می کنی و نتیجه نمی گیری، وقتی عذاب می کشی، وقتی عذاب می دهی، وقتی خواب و آرامش نداری، اگر به طلاق فکر کنی چه می شود؟ دنیا زیر و رو می شود؟ بدنام می شوی؟ آبرویت حراج می شود؟ کنایه می شنوی؟ آرزوهایت دود می شود و به هوا می رود؟ کسی تحویلت نمی گیرد؟ سرگردان می شوی؟ سر سفره پدرت دیگر جا نداری؟ باعث سرشکستگی می شوی؟ بچه هایت چه؟ تو بدبخت شان کردی؟ تو خانواده شان را از هم پاشیدی؟ همه تقصیرها به گردن توست؟ باید با لباس سفید می آمدی و با کفن می رفتی؟ مرگ حق توست؟ باید از روی زمین محو شوی؟ یا نه باید زنده بمانی و تا زنده ای زندگی کنی؟جدایی از هر نوعی که باشد دردآور است می خواهد از جنس دوری مادر و فرزند باشد یا دور از هم ماندن دو دوست یا جدایی زن و مردی که تا چند وقت قبل با هم پیمان ازدواج داشتند و حالا اسمشان از شناسنامه هم خط خورده است. وقتی با کسانی زندگی می کنیم که دوستشان داریم و آنها دوستمان دارند درست مثل این که گرد شادی به روی مان پاشیده باشند، از ته دل خوشحالیم و بی هیچ بهانه ای احساس رضایت می کنیم اما وقتی ماجرا برعکس می شود و تعادل زندگی مان به هم می خورد اگر بهترین چیزهای دنیا را هم داشته باشیم باز احساس خوشبختی نمی کنیم.طلاق پایان راه نیست
این راز عشق بین آدم هاست که بی هیچ منتی خوشبختی را دودستی تقدیم شان می کند اما خیلی ها هستند که هیچ وقت فرصت این چنین عاشقانه با هم بودن را پیدا نمی کنند یا اگر عشق درست در چند قدمی شان است قدرش را نمی دانند. طلاق حتما اتفاق خوبی نیست چون جنسش از نوع دوری است و دوری ماهیت اش آزاردهندگی است. طلاق حتی اسمش هم سنگین است، انگار دور واژه طلاق هاله ای از جنس ترس، دودلی و ابهام بسته شده. طلاق ماهیت اش جدا کردن چند انسان از هم است، انسان هایی نه الزاما بد و ناسازگار که آدم هایی که روزی قلب هایشان برای هم می تپیده است، اما همیشه هم این طور نیست، طلاق برای بعضی از آدم ها و بعضی از زندگی ها راه نجات است، یک جور میان بُر زدن برای رسیدن به آرامش و کاری با ظاهری تلخ و باطنی آزاردهنده.
همه آدم هایی که به نوعی در حوزه مسائل خانوادگی مطالعه دارند و صاحب نظر به شمار می آیند معتقدند که ریشه طلاق را باید در انتخاب نادرست شریک زندگی و ادامه زندگی زناشویی با روش های نادرست جستجو کرد. بسیاری از افرادی که برای مشاوره به کلینیک های روان شناسی می آیند این جمله را می گویند: «عیب همسرم را دیدم اما مطمئن بودم که پس از ازدواج او را درست خواهم کرد.» اما روانشناسان معتقدند همان طور که برای رانندگی فرد متقاضی باید حتما گواهینامه داشته باشد پیش از انتخاب همسر هم باید شیوه همسریابی و پس از آن هم اطلاعات لازم درباره چگونگی حفظ یک زندگی مشترک را بیاموزد. یک ازدواج درست و سنجیده کلید خوشبختی زن و مرد و موفقیت فرزندانی است که از این ازدواج حاصل می شوند. درست مثل این که طلاق، همسرآزاری، کودک آزاری، خشونت های خانگی، اعتیاد، فرزندان تک سرپرست، بی سرپرست و فساد و فحشا ثمره ازدواج های نسنجیده است.



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: