مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

نقش تفاوت های مذهبی و دینی در ازدواج

- ما یکدیگر را دوست داریم ، دیگر هیچ یک از مشکلات و اختلافات شخصیتی، خانوادگی، مذهبی، اقتصادی مهم نیست و رابطه ما را تهدید نخواهد کرد.

- او عاشق من است و می تواند تمام نیازهای مرا برآورده کند و تمام خلاءهای روحی مرا پر کند؛ دیگر چه اهمیتی دارد که ما از دو دین متفاوت هستیم.

- اگر عشق حقیقی باشد به همه چیز فائق می شویم.

- تنها کسی که می تواند مرا خوشبخت کند اوست ، این که ما دین و مذهب و فرهنگ خانوادگی متفاوتی داریم مهم نیست.

- پدر و مادر و خانواده و دین و فرهنگ او مهم نیست. خودش مهم است!

- ما اعتقادات مشترکی داریم. تفاوت های دینی قابل اغماض است.

نقش تفاوت های مذهبی و دینی در ازدواج

هیچ کس ازدواج نمی کند که بدبخت شود. هیچ کس ازدواج نمی کند که محیطی پر از تشنج و درگیری برای خود به وجود آورد. اصلاً‌ ازدواج برای خوشبخت شدن است و آرامش یافتن. اما همین اکسیر خوشبختی و آرامش اگر در چارچوب درست و با معیارهای صحیح صورت نگیرد به جای این که آرامش دهنده باشد، مُخل آرامش خواهد بود. زندگی در این صورت به یک میدان مبارزه تبدیل می شود و به یک جنگ دائمی.
از زمان های خیلی دور همواره این سئوال بین روانشناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق می شود یا تفاوت ها؟ پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد که باثبات ترین ازدواج ها آن هایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته باشند. استفن وایت معتقد است با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد. میزان بی ثباتی و طلاق در زوج های به هم شبیه کمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در موقعیت ازدواج با کسی قرار گرفته باشید که دین یا مذهبی متفاوت از شما دارد یا کسی که تصمیم گرفته دینش را تغییر دهد تا بتواند با شما ازدواج کند. فکر می کنید ازدواج با چنین فردی چقدر شانس موفقیت دارد؟
یکی از عواملی که نقش مهمی در زندگی زناشویی دارد، عوامل فرهنگی است. بسیاری از ناسازگاری ها و اختلافات خانوادگی زاییده این عوامل است. عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارند که اهم آنها عبارتند از :‌
دین و مذهب، آداب و رسوم، لباس پوشیدن و آراستن ظاهر، اعتقادات و باورها، ملیت و زبان، عوامل سیاسی و اجتماعی.
با توجه به این که فرهنگ عوامل زیادی را در بر می گیرد و با در نظر گرفتن این که هر یک از این عوامل می تواند در زندگی زناشویی منشاء ناسازگاری و اختلاف گردد می توان چنین نتیجه گرفت که این عوامل چقدر در سعادت و خوشبختی یا بدبختی و ناشادی در زندگی نقش دارند.
عقاید دینی بخش مهمی از فرهنگ و ذهنیت یک فرد را تشکیل می دهند که از شیوه زندگی و فعالیت های روزمره تا تربیت فرزندان و نوع روابط و معاشرت ها را تحت تأثیر قرار می دهند. بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم که تناسب اعتقادی در ازدواج اولین و مهمترین عامل تفاهم است. در اینجا به مسئله دین و مذهب که یکی از مهم ترین عوامل فرهنگی است می پردازیم:
اگر زن و شوهر معتقد به دو دین باشند. در زندگی زناشویی دچار مشکلاتی می شوند که هر چه به طرف کهولت پیش بروند این مشکلات بیشتر می شود. در ابتدای زندگی و یا زمان ازدواج، جاذبه های جوانی و غیردینی موجب می شود که دختر و پسر به هم گرایش پیدا کرده و با هم ازدواج کنند ولی پس از مدتی که سن بالا می رود و جاذبه های جوانی کمرنگ و اعتقادات دینی پر رنگ تر می شوند اختلافات بارز می گردند. این اختلافات در مورد انجام فرائض و مراسم دینی، مسافرت و گردش و مواردی مشابه آن دیده می شود.
دختر و پسری که با اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج می کنند حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب کاری ندارند، پس از کاهش احساسات پرشور جوانی، در زمینه های مختلف اختلاف نظر و احتمالاً‌ ناسازگاری خواهند داشت. تصور کنید در چنین خانواده ای پای یک کودک نیز به میان بیاید. تربیت و پرورش کودک یکی از زمینه های مهم برای ناسازگاری های دائمی زن و شوهر خواهد بود.

فرزندان چنین ازدواج هایی نه عقیده پدر را قبول می کنند و نه عقیده مادر، بلکه برخلاف قوانین جامعه و بشریت حرکت می کنند.



۱۰ دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. محمد جعفر دلیر می‌گه:

    مطالب لیوا سعید در مورد نقش دین و مذهب در ازدواج مطالعه شد جالب بود لذا به عنوان یک کار شناس مذهبی مطلب را تأیید می کنم و می گویم به همین دلیل است که ادیان مختلف ازدواج با غیرهم کیش را جایز نمی دانند مثلا اسلام فقط اجازه ازدواج موقت با اهل کتاب را جایز می دانند چون میداند که در صورت تداوم زندگی زوجین با مشکل رو برو خاهند شد لذا ازدواج دائم را اجازه نمی دهد و این دلیل بر این است که ادیان الهی مثل اسلام حتی به کوچک ترین مسائل زندگی انسان توجه داشته و دارد چون قبل از این که روانشناسان به این نتیجه برسند که داشتن دین و مذهب متفاوت باعت اختلاف خانوادگی می شود اسلام و دیگر ادیان و می شود گفت خداوند یکتا به این مسئله تو جه داشته است و اینجاست که به علم و قدرت بی نهایت او پی برده و می گویم که شهادت می دهم خدایی بجز خدای یگانه نیست که این اعتقاد تمام ادیان الهی است والسام

  2. سینا بروخیم می‌گه:

    من با این نظر کاملا مخالفم. تفاوت دین برای دو انسان رشد یافته و عاقل و فهمیده نمی تونه باعث اختلاف بشه بلکه می تونه باعث جذابیت برای هر دو طرف بشه. همه ادیان ابراهیمی هم پرتو های نور الهی هستند
    و همه یکی هستند و تایید کننده و مکمل همدیگر هستند من نمی دونم چرا ما آدمها دوست داریم خودمونو متفاوت از دیگران بدونیم در حالیکه مروزه علم ژنتیک ثابت کرده همه نسانها از نظر ژنتیکی ۹۹٫۹ درصد با هم کاملا یکسان هستند و تفاوت تنها در همان یک دهم درصد است. پس بیاییم همه با هم دوست باشیم و به هم عشق بورزیم. من خودم با اینکه از پدر و مادر کلیمی متولد شدم ولی با یک دختر مسلمان ازدواج کردم و الان کلی خوشبختیم

    • ژان پایاب می‌گه:

      دوست عزیز در جوامع سنتی بعد از چند سال مشکلات ازدواج های غیر هم دین مشخص میشه که امیدواریم شما به سلامت از این مرحله عبور کرده باشین

    • نام شما می‌گه:

      آقای سینا بروخیم: یا از اسم کس دیگری استفاده کرده اید. یا دیگر برعکس پدر و مادر خود کلیمی نیستید . و مطمعنا فرزندان شما نیز کلیمی تربیت نخواهند شد. (شما در نوشتار خود از مسائل ژنتیک صحبت کردید. در حالی که ما کلیمی ها فرق اندکی از نظر ژنتکی با بقیه ایرانی ها داریم. تعصبات کلیمیان مربوط به ژنتیک و خون و نژاد نیست. بلکه به “رفتار زندگی و احکام دینی” مربوط می شود. ) این نشان می دهد که احتمالل شما از اسم کس دیگری استفاده کرده اید.

  3. سینا بروخیم می‌گه:

    در پاسخ به صحبت های دوست عزیزکه اظهار نظر کردهاند باید بگم:
    اولا من از اسم کسی استفاده نکرده ام و دلیلی هم برای این کار وجود ندارد
    ثانیا” من هنوز کلیمی هستم ولی فرزند من در انتخاب دین خودش آزاد خواهد بود
    ثالثا” شما از عبارت “تعصبات کلیمیان ” استفاده کرده اید که بنده در اسخ شما باید بگویم کلیمیان به هیچ وجه متعصب نیستند پس احتمالا” شما کلیمی نیستید و از مناسبات و عقاید “ما کلیمی ها” هیچ اطلاعی ندارید

  4. نام شما می‌گه:

    بروخیم عزیز-
    نکته اول خد-ا پدر بزرگ شما را برکت دهد که اسم فامیل بسیار خوب و زیبایی برای شما انتخاب کرده. بروخیم در زبان عبری معنای بسیار زیبا و خوبی دارد.
    نکته دوم : آری فرزندان شما در انتخاب دین آزاد هستند. اما متاسفانه دین پدر خود را دیگر نخواهند توانست انتخاب کنند. حتی اگر مثلا تشخص بدهند که دین خوبی است. دیگر امکان انتخاب این یکی را ندارند. ولی گزینه های زیادی دارند. در خاور میانه و خاور دور، چین و اروپا انواع و اقصام دین هست. و فرزندان شما آزاد هستند که هر کدام را انتخاب کنند.

  5. نام شما می‌گه:

    تعریف کلیمی: به پیروان حضرت موسی کلیمی الله کلیمی می گوییند.
    (بیش از ۳ هزار ساله که با همه مشکلاتی که سرراهشان قرار گرفته توانسته اند فرهنگ خودشان را نگه دارند. بخاطر رعایت “بایدها و نبایدها”(احکام) این اتفاق افتاده. عجیب است که برعکس خیلی اقوام باستانی دیگر توانسته است بیش از ۳ هزار سال دوام داشته باشد. و از طرف دیگر در علم و هنر و اقتصاد نیز افراد نسبتاً موفقی داشته باشد. شاید در قدیم خد-ا به موسی حرفهای مهمی زده که خیلی بدرد بخور بوده.)
    دوم: بدون تعصب انسان به مشکلات فراوانی برخورد می کند.در هیچ کتابی هم نوشته نشده که اصولا کلیمی ها افرادی خالی از تعصب هستند. اگر نوشته نشان دهید.
    سوم: اگر سنت ها را رعایت کنی قطعا سنتی خواهی بود. و این به معنای دوری از علم و تکنلوژی و این جور چیزهانیست. و این به معنای قدیمی فکر کردن نیست.
    چهارم: خون و نژاد و ژنتیک کلیمیان با دیگر افراد بشر هیچ تفاوتی ندارد. و با بقیه یکسان هستند.

  6. داوود می‌گه:

    چندتا نکته لازم هست که اشاره بشه: معمولا فرزندان که والدینشان “رها مذهب” هستند. (و مذهب خیلی برای ایشان تعیین تکلیف نکرده است) دو حالت پیش می آید. یا اینکه این فرزندان مذهبشان فقط به این خلاصه می شود که خدایی هست و عدالتی هست و آفرینش یک عاملی دارد. دیگر خیلی به نوع مذهب و مخصوصا احکام کاری ندارند.
    گروه دیگر نیز از این فرزندان، معمولا به تصادفیون می پیوند. و اعتقاد دارند که اصلا کل دنیا در اثر یک تصادف شکل گرفته. و در اثر تصادف تکامل پیدا کرده و کل دنیا اصولا باعث و بانیی ندارند. مخصوصا تعداد این گروه دوم امروزه در حال رشد هستند و توی دانشگاه ها و مکاتب از سوسیالیست و کمونیست گرفته تا امپریالیست. جزو این گروه هستند.

    به نظر بنده خیلی کم پیش می آید که مثلا والدینی که مذهب خودشان را خیلی جدی نگرفته و احساس سنتی بودن می کنند. فرزندانشان اصولا هر نوع مذهبی را انتخاب کنند. چرا که آزادی راحت است. مثل لیز خوردن در سرازیری که انرژی لازم ندارد. آسان است. ولی مذهب همراه خود احکام و باید و نباید دارد.

    در مورد ازدواج با غیر کلیمی (که دوست عزیز گفتند) باید اضافه کنیم که اگر یک دختر کلیمی از مردی با مذهب دیگر فرزندی داشته باشد. بر اساس قوانین کلیمی فرزند او نیز کلیمی شناخته می شود. چون مادر را عامل تربیت فرزندان می دانند بنابراین مذهب از طریق مادر به فرزند می رسد.
    ولی خوب چون سینا بروخیم مرد هستند. بر اساس تئوری فرزندانشان به آسانی نمی توانند مجداد به مذهب کلیمی برگردند.

  7. علی می‌گه:

    سلام.
    عزیزان اولا بحث در مورد نژاد و ژنتیک رو بسپارید به ژنتیک دانان.
    دوما بحث ازدواج افراد از ادیان مختلف بستگی به سطح اعتقادات، باورها، تعصب ها، دانش فرهنگ، حتی محیط رشد و پرورش افراد و میزان و نوع آموزش هایی دارد که هر فرد نسبت به دین خود (چه دین الهی چه غیر الهی)پیدا میکند. مسلمان بودن یا کلیمی بودن به حرف نیست به عمل و اعتقاد است. حتی وقتی دو تا مسلمان با هم ازذواج میکنن کلی تو مسائل دینی و اعتقادی به مشکل میخورن مخصوصا اگر یکی کمی نسبت به دیگری معتقد تر باشهو حالا شاید تو سطح زن و شوهری نباشه اما تو سطح خانواده، فامیل و آشناحتما پیش میاد حالا کم یا زیاد دیر یا زود. تو ازدواج فقط عشق نیست عقل و منطقم هست حالا حتی اگر شرایط قانونی و دینی هم در نظر نگیریم از نظر عقلی و منطقی این عمل خیلی صحیح نیست

  8. نام شما می‌گه:

    علی جان بنده با چند نفر از جمله فوق دکترا ژنتیک انسانی و خاورمیانه داشت. صحبت کردم. یهودیان اصولا از چندین نژاد تشکیل شده اند- و اصولا نژاد یگانه و یکجور ندارند کما اینکه یهودی سیاپوست، یهودی ژاپنی و یهودی اشکنازی و یهودی یمنی و ایرانی هر کدام نژادها و فنوتیپ های بسیار متفاوتی دارند. داخل ما یهودیان نیز تعصب به نژاد نیست بلکه به لایف استایل یا همان احکام زندگی است.
    در مورد بند دوم گفته های شما نیز با شما موافقم

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: