مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

سیر تحولات زندگی زنان


ویل دورانت می گوید : در اجتماعات ابتدایی قسمت اعظم ترقیات اقتصادی
به دست زنان اتفاق افتاده است . زنان در آن هنگام که مردان به شکار
اشتغال داشتند ، به تدریج زراعت را توسعه بخشیدند و هزاران
هنر خانگی را ایجاد کردند که هریک روزی به صنایع
بسیار بزرگی تبدیل شدند .

سیر تحولات زندگی زنان

زنان و مردان از نظر جسمی بی گفتگو با هم متفاوتند و همینطور از نظر استخوان بندی، ترشح هورمونی، خلقی و روانی هم متفاوتند، زن ها احساسات رقیق تری دارند، زیرا بار عاطفه ها را به دوش می کشند و ده ها تفاوت دیگر، اما صرف وجود این تفاوت ها موجب نخواهد شد که یکی بر دیگری ترجیح داده شود. پس تفاوت دلیل برتری نیست . تفاوت دلیل تفاوت است. همین و بس.
پس ظرافت استخوان بندی ربطی به کفایت یا عدم کفایت زن به عنوان یک انسان ندارد . جوامع سنتی گذشته که در آن کشاورزی، دامداری و شکار حیوانات معمول بود، نیاز به قدرت بدنی و یا کفایت داشت، ولی در جوامع پیشرفته کنونی آنچه ملاک ارزش ها است، اندیشه است که زن و مرد نمی شناسد.
گرچه زنان مادران صنایع بودند، ولی تدریجاً این مشاغل را به مردان سپردند، زیرا زنان علاوه بر چنین مشغولیاتی، مسئول زایش، تغذیه و پرورش فرزندان و اداره خانه هم بودند. پس ناچار وظیفه مادری را انتخاب کردند. بنابراین در دوره ای از تاریخ، سالار خانواده مادر بود. از طرفی چون زن قدرت زایش و آفرینش را داشت، او را مقدس می شماردند، اما همانطور که گفته شد جامعه مادرسالار رو به اضمحلال رفته و قدرت از دست زنان خارج شد و سنت های پدرتبار، پدرمکان، پدرتام و بالاخره پدرسالار ایجاد شد، زیرا با پیشرفت تمدن، مرد ابزارساز شده و اقدام به وضع قانون کرد. طبیعی است قانون گزاران مرد حقوق بیشتری برای همجنسان خویش قائل شدند.

***

خانم سوزان فالودی می گوید: زن ها اشیاء زینتی نیستند، زن ها گلدان های قیمتی نیستند، زن ها عروسک های مخملی نیستند، آنها نیمی از جمعیت بشریت اند و درست به اندازه نیم دیگر استحقاق برخورداری از حقوق و فرصت ها را دارند و حق دارند که در وقایع جهانی خود را سهیم بدانند.
در نیمه دوم قرن ۱۹ با پیدایش صنعت از یک سو و پدید آمدن افکار انقلابی، سیاسی و اقتصادی از سوی دیگر که هر نوع محرومیت را از جوامع بشری محکوم می کرد، برای اولین بار زنان توانستند خودی نشان بدهند. زنان که قرن ها در پشت حصارها و باورهای غلط محصور بودند، موقعیت را مغتنم شمرده و برای اولین بار پا در عرصه اجتماع گذاشتند و نطفه فمینیسم بسته شد.
متأسفانه نهضت فمینیستی به بی راهه رفت و به جای توانمندسازی زن که لازمۀ آن داشتن قابلیت ها و شعور است، به شعار بی محتوای برابری جنس زن و مرد پرداخت و همین سطحی نگری موجب بی اعتنایی به خواسته زنان شد. گرچه اغلب مردان سعی کردند با باز کردن در اتومبیل برای زنان و یا خروج از دری و … این اجحاف تاریخی را جبران کنند، ولی چون این امور ظاهری و بی محتوا بودند، به حقوق واقعی زنان توجه نشد. متأسفانه بخشی از زنان با چسباندن انگ ناتوانی بر چهرۀ خود این احساس را در خود و مردان به وجود آوردند که از مردان کمترند. در حالی که اگر این نیمه بشریت آگاهانه و واقع بینانه با خود برخورد کند، می تواند بیش از پیش به اهمیت نقش خویش و میزان توانایی هایش پی ببرد . مگر نه این که در بُعد تاریخی – مذهبی با چهره هایی همچون حضرت سارا، میریام، دِوورا، حنا، اویگَییل (در یهودیت)، حضرت فاطمه (در اسلام) و حضرت مریم (در مسیحیت) روبرو هستیم. در جهان امروز هم زنان در بُعدهای گوناگون قابلیت خود را به اثبات رسانده اند. خانم ایندیرا گاندی بیش از ده سال بر دومین کشور پهناور جهان با اقتدار حکم می راند. مارگارت تاچر نخست وزیر انگلستان می شود و لقب بانوی آهنین می گیرد. کورازون آکینو در فیلیپین، بی نظیر بوتو در پاکستان و تانسو چیلر در ترکیه به قدرت می رسند. در بُعد ادبی نادین گوردیمر و تونی ماریسون، برنده جایزه نوبل می شوند. برندگان زن این جایزه در رشته های دیگر را طی این سال ها از یاد نبریم و نیز در سال های اخیر برنده شدن جایزه نوبل توسط اولین زن ایرانی به نام خانم شیرین عبادی و همچنین صدراعظمی خانم مرکل را نباید نادیده گرفت . بنابراین کاملاً آشکار است اگر به زنان فرصت لازم داده شود، چیزی از مردان همتای خود کم ندارند .
دیگر نمی توان انکار کرد شرایط زن امروز با زن دیروز فرق می کند. زنان جهان مرحله آشنایی با حقوق حقه خویش را پشت سر گذاشته اند و در عمل نیز توانایی هایشان را ثابت کرده اند.



۴ دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. مارچینی می‌گه:

    تبریک میگم هر روز بهتر از دیروز و من به خاطر کمبود وقت کمتر سر میزنم ولی خیلی حال کردم دکتر ، موفق باشی

  2. احمد می‌گه:

    مطلبه بسیار زیبا و جالبی بود

  3. خواننده بینا می‌گه:

    با سلام و احترام:
    سرمقاله نشریه بینا شماره ۴۱ را خواندم . نویسند از افزایش آمار طلاق گله می کردند. پاسخ نسبی بنده این است.
    لطفا به فعالین حقوق زنان در جامعه ((مثل مرجان ی) یک چند تا اسم دیگه بود که ترجیح دادم تایپ نشه) بگویید که بیشتر و بیشتر از حقوق برابر زنها سخن رانی کنند.
    و بیشتر و بیشتر زنهای سنتی را بکوبند و پوچ پوچ کنند. کدبانو گری را حقییر بشمارند تا آمار ازدواج بیش از بیش افزایش یابد. سن ازدواج پسر و دختر کاهش پیدا کند و آمار طلاقهای واقعی و پنهان به صفر برسد.
    برهمه واضح و مشخص است که مردان نسبت به مردان دهه های قبل بسیار عقب نشنی کرده اند.
    اما احتمال دارد این حد نهایی باشد. از این به بعد شاید شاهد گسستن بندهایی باشیم که قبلا تا سرحد امکان کش آمده اند.
    به اعتقاد بنده ازدواج یک امر سنتی است و اصولا ازدواج مدرن معنایی ندارد. یا حداقل تنها در صد معدودی قادر به اجرای آن هستند. بقیه یا باید سنتی زندگی کنند یا تنها باشند. (تنهایی مهمترین دستاورد مدرنیته هست. همین الان هم اکثر قریب به اتفاق زندگی های مشترک بصورت سنتی جریان دارد).
    خانواده مانند یک کاروان در مسیر پر طلاتم زندگی است. که احتیاج به یک سالار دارد.
    ای کاش زنان امروز می توانستند همانگونه که بسیاری از مادرانمان در قدیم سالار بودند، سالاری کنند.
    ای کاش زنان امروز به اندازه قدیم مهارتهای زندگی را از مادرانشان می آموختن.
    زن امروز فقط طلب کار است . حال که آمده وارد ازدواج شد می خواهد مواظب باشد که نبادا سرش کلاه رود. همچون مادرانش که هزاران سال سرشان بی کلاه مانده و به ایشان ظلم شده . و اکنون به اندازه خودش و همه مادرانش از ازل آفرینش از شوهر خودش فقط طلب دارد.

    ازدواج یک پدیده خودبخودی و یا غریزی نیست. ازدواج یک پدیده فرهنگی است. که جوامعی که در فرهنگشان ازدواج دارای ارزش هست به آن همت می گمارند. با تغییرات در فرهنگ هر جامعه براحتی آمار ازدواج تغییر خواهد کرد.
    به نظر بنده امروز هنوز زنها در مقایسه با مردان به وضعیت برابر نرسیده اند. باید صبر کنید تا وقتی که زنها به حقوق برابر رسیدند آنگاه به آمار طلاق و ازدواج نگاهی بی اندازید.
    تکرار می کنم. ازدواج تعهدی است مبتنی بر فرهنگ بوده که خود به خودی نیست. برعکس غرایز انسانی که بسیاری از آنها خودبخودی است. و چون ازدواج خود بخودی نیست بسیار آسیب پذیر هست. براحتی حذف خواهد شد از دل فرهنگ جوامع.
    اگر از چتر سنت خارج شوید. طبیعی است که زیر باران خیس شوید.
    امروزه حتی بسیاری از مذهبیون در هنگام سخنرانی بیشتر از حقوق زنها صحبت می کنند. به خیال خودشان می خواهند آمار طلاق را کاهش دهند. که البته بر عکس می باشد با این کارشان باعث افزایش آمار طلاق خواهند شد.
    اصل ازدواج است. نه برابری زن و مرد

  4. خواننده بینا می‌گه:

    از طرف دیگر این سوال مطرح می شود. که آیا می توان به زندگی مدرن از زاویه مثب نگاه کرد؟ شاید کنار بسیاری از ایرادات، می توان به این هم اشاره کرد: هستند بسیاری از زنها که با در آمد مستقلی که از شغل خودشان به دست آورده‌اند کمک خرج خانواده شده باعث می شوند تا سطح اقصادی خانواده چند رتبه افزایش پیدا کند. مثلا حال که مستاجر هستند. می توانند یک خانه بخرند و بتوانند در طی سالیان اقساط خانه به بانک را به پردازند. یا مثالا بچه ها را به مدرسه با کیفیت بهتر بفرستند یا هر نوع رشد دیگر در خانواده. اما خوب از طرف دیگر خانه دیگر از آن خانم کدبانوی سابق بی بهره خواهد بود.
    بسیاری از کارشناسان و مشاوران امروز برای بقا و تحکیم خانواده به آموزش “مهارتهای برقراری ارتباط” امید دارند. تا شاید کمی از آمار طلاقها کاسته شود.
    متاسفانه ازدواج مدرن برعکس ازدواج سنتی احتیاج به مهارتهای بیشتری دارد. از جمله “مهارتهای برقراری ارتباط” که خوب هر کسی ممکن است آنرا خوب نیاموخته باشد. بنابراین احتمال آنکه این نوع ازدواج ها موفق باشد کمتر خواهد بود.
    در یک خانواده مسئولیتهای مختلفی وجود دارد که یکی از آنها تصمیم گیریست. امروزه برعکس گذشته که تصمیم گری در مورد مسائل مهم وظیفه ی مردانه به شما می آمده. اکنون مسولیت تصمیم گیری بین مرد و زن تقسیم شده. و هرگاه در موردی آن دو اختلافی داشته باشند. رسیدن به تفاهم و اشتراک اندیشه، احتیاج به مهارت دارد. همانگونه که خیلی از هنر ها مهارت لازم دارد. هم اندیشی نیز مهارت لازم دارد. و اینکه آیا چه تعداد افراد مهارت ایجاد تفاهم را دارند. و یا قادرند در آینده آنرا بیاموزند نکته بسیار مهمی است. بخاطر این است که شانس ازدواج مدرن کاهش پیدا می کند. مخصوصا اگر زن با نگاه طلبکارانه و نه همدلانه وارد زندگی مشترک شود. کار بسیار سخت تر خواهد شد.

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: