مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

باورها و آیین های یهودی(بخش دوازدهم)

خاستگاه ها و نحوۀ رشد تفکر یهودی

نهضت ها و فرقه های نخستین در یهودیت

همۀ شکل های یهودیت جدید – راست کیشی، محافظه کاری، بازسازی خواهی و اصلاح گرایی – تحولاتی از دیانت پُروشی اند که از طریق نوشته های تلمودی به دست ما رسیده است. در دوران پس از خرابی معبد در سال ۷۰، پُروشیان و تفسیر ایشان از دین یهودیت بر زندگی یهود غلبه داشت. نهضت ها و فرقه هایی که در کنار فریسی گری در قرن اول وجود داشتند، مانند صِدوقی های اشرافی و گردانندگان آیین های عبادی معبد، زاهدان دیرنشین ایسی، (اِسِنی) و یهودی – مسیحیانی که پیروان اصلی عیسی بودند، همه پس از تخریب معبد رو به زوال گذاشتند. آنها قادر نبودند با چالش هایی که رویاروی یهودیتی فاقد یک مرکزیت دینی قرار گرفته بود سازگاری یابند.باورها و آیین های یهودی(بخش دوازدهم)
صِدوقیان روش های پُروشی در تفسیر کتاب مقدس را مردود می دانستند اما این روش ها نهضت پُِروشیان را قادر ساخت تا هم عقاید خویش و هم مناسک خود را به گونۀ بسیار انعطاف پذیری متحول سازند. صدوقی ها در قبال متن کتاب مقدس رویکردی محافظه کار و لفظ گرا داشتند. بدین ترتیب آنان حکمِ «چشم در مقابل چشم، دندان در قبال دندان» را دقیقاً به همان معنایی می دیدند که الفاظ آن می گفت، در حالی که تفسیر بیشتر پُروشیان به تاوان پولی برمی گشت. همین انعطاف ناپذیری روش های لفظ گرا، در کنار اصل اهمیت مناسک قربانی معبد برای صدوقیان، که عمدتاً کاهن بودند، باعث شد که مذهب صدوقی نتواند پس از ضایعۀ سال ۷۰ به حیات خویش ادامه دهد.
ایسی ها فرقه گرایانی بودند که عزلت پیشه می کردند و در جریان های پرآشوب زندیگ یهودیان در فلسطینِ قبل و بعد از دوران ظهور مسیحیان مشارکتی نداشتند. این امر می تواند به خوبی توضیح دهد که چرا هیچ جا، نه در «عهد جدید» و نه در نوشته های حاخام ها، ذکری از آنان به میان نیامده است. از وجود و تا حدودی از عقاید و نحوۀ زندگی آنها از طریق آثار یوسفوس تاریخدان یهودی قرن اول و نویسندگانی غیریهودی مانند پلینی بزرگ، (Pliny the Elder ، بلیناس(۲۳-۷۹م ) دانشمند و نویسندۀ رومی) و توسط فیلون اهل اسکندریه و از همه مهم تر از طریق نوشته هایی که اولین بار در ۱۹۴۷ در منطقۀ قمران نزدیک بحرالمیت کشف شد اطلاعاتی به دست آورده ایم. در گزارش های مختلفی که از این فرقه در منابع متفاوت به جا مانده است تضادهایی به چشم می خورد، و بنابراین معقول تر آن است که فرض کنیم شماری از گروه های کوچک تر ایسی در طول دو قرنِ پیش از خرابی معبد وجود داشته اند. برخی ایسی ها در اجتماعات سخت گیرِ دیرنشینان مانند آن چه در قمران وجود داشت زندگی می کردند، اما مجتمعات کوچک دیگری از آنان در شهرها و روستاها نیز شکل گرفته بود. با آن که ظاهراً تجرد در میان اعضای فرقه امری شایع و معمول بود ولی گزارش هایی نیز از ایسی هایی که ازدواج می کردند در دست داریم، به علاوه که قبرهای چهار زن و یک کودک نیز در قبرستان قدیمی قمران یافت شده اند.
ایسی ها، که نامشان احتمالاً به معنای «شفابخش» است، مشترکات زیادی با یهودیت پُروشی در زمینۀ هلاخا داشتند، اما در تفسیرشان از قوانین هلاخایی و به ویژه در تلقی خود از پاکی و ناپاکی شرعی سخت گیرتر از پُروسی ها بودند. ایسی ها در پاره ای از مسائل عقیدتی با پُروسی ها فرق داشتند؛ مثلاً این متعصبان قمرانی خویشتن را «فرزندان نور» دانسته، معتقد بودند که در جهاد ماشیح، که به اعتقاد آنان قریب الوقوع بود، در مقابل اکثریت حاکم، یعنی «فرزندان تاریکی»، به جنگ برخواهند خاست.
به نظر می رسد نگرش گروه های مختلف یهودی – مسیحی در فلسطین قرن های اول و دوم به دیدگاه عام پُروشیان نزدیک بوده است. تفاوت آنان با پُروشیان در این ادعایشان بود که عیسی همان ماشیح است ولی پُروشی ها آن را نمی پذیرفتند. اعتقاد به تجسّد، یعنی این که عیسی فرزند خدا است و متجسد شده است، از جانب یهودی – مسیحیان به شمار نمی آمد. مناسک یهودی – مسیحیان در اصل فریسی بود و ارتباطات شخصی تنگاتنگی بین یهودی – مسیحیان و پُروسیان در دوران اولیۀ کلیسا که یهودی – مسیحی بود (Jewish-ChristianChurch) وجود داشت. نوشته های حاخامی یاد کرده اند که چگونه اِلیعزِر بن هیرکانوس، (Eliezer ben Hyrcanus) از رَبّیان مهم قرن های اول و دوم، هلاخایی یهودی – مسیحی را از یک شاگرد عیسی آموخت و بدان مبتهج بود. اما سرانجام حاخام ها با بدعت گذار نامیدن آن فرقه و سوزاندن نوشته هایشان با آنان قطع رابطه کردند. حتی در نماز روزانه دعایی در طرد آنان قرار دادند. همزمان با گسترش مسیحیت غیریهودی که با مسیحیت یهودی هم در تصوراتش نسبت به مناسک هلاخایی و هم در مسیحاشناسی اش متفاوت بود، و با روی گرداندن مسیحیت یهودی از اورشلیم به عنوان مرکز مذهب نوپا، در دوران پس از خرابی معبد، به تدریج مسیحیان یهودی از صحنه ناپدید شدند.
علاوه بر تنفری که ربی ها از مشاجره با گروه های فرقه گرا داشتند و به دنبال غیرقانونی شمردن گروه های یهودی – مسیحی، مواجهۀ مستقیم الاهیاتی با مسیحیان را نیز منع کردند. اما در مقابل این اعتقادِ مسیحیان غیریهودی که خدا پسری دارد.

پُروشیان
گروه پُروشی ای که در درون یهودیتِ قرن اول وجود داشت یکی از مهمترین اقلیت های فلسطین بود. اگر چه یوسفوس شمارۀ آنان را در زمان حکومت هِرود کبیر حدود شش هزار نفر تخمین می زدند اما او احتمالاً فقط آنهایی را به حساب آورده است که اعضای حَوورا، (chavurah) مجمع خصوصی پُروشیان، بودند. برای پیوستن به این جمع خصوصی، یک عضو، یا اصطلاحاً هر حاوِر، می بایست متعهد می شد که از احکام خاصی در مورد طهارت شرعی پیروی کند و در مورد تشریفات پرداخت عُشریه بسیار منضبط باشد.
فریسیان (در عبری پِروشیم Perushim ) اولین بار در ابتدای دورۀ حَشمونی ها یعنی بعد از ۱۶۰ ق م در شکل یک نهضت مشخص پیدا شدند. این اسم معنای «جدایی طلب» هم داشت؛ شاید در دوران یوحانان هیرکانوس (John Hyrcanus) (قرن دوم ق م ) آن گاه که صدوقیان ادارۀ شورای عالی دینی یعنی سنهِدرین را در دست داشتند این نام برای پُروشیان به کار برده شده باشد. به آنانی که خویشتن را از سنهدرینِ تحت سلطۀ صدوقیان جدا کرده بودند و از مشارکت در تأملات و صلاح سنجی های آن سرباز می زدند از آن زمان به بعد با اسم پُروشی اشاره می کردند. چند وجه اشتقاقی محتمل دیگر نیز برای این اسم پیشنهاد شده است؛ مثلا کسانی که خود را از اشیایی که به لحاظ شرعی ناپاک بودند جدا نگه می داشتند، و یا آن هایی که «تفسیرکنندگان» تورات بودند. ریشۀ این اسم در این معنای اخیر متفاوت از قبل است.
پُروشیان به همراه صدوقیان در عهد جدید به شکل مخالفان عیسی ظاهر می گردند، و در بحث ها و جدل های مسیحیان در مقابل آنان، از پُروشیان به گونه ای بسیار منفی یاد می شود. خود نوشته های تلمود نیز به گناهان آزارندۀ پُروشی مسلکان اعتراف دارند و از آن میان تظاهر به دینداری، فروتنی دروغین، و پرهیزگاریِ بیش از اندازه را برشمرده اند. «ریاکاران» پُروشی مذکور در عهد جدید به احتمال زیاد نشان دهندۀ نمونه های واقعی پُروشی است، اما به سختی می توان آن را ویژگی دیانت پُروشی در معنای عام آن دانست.
پُروشیان خود را وارثان حقیقی دیانت کتاب مقدس می دیدند، چرا که حافظ سنت های قدیمی ای بودند که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر رسیده بود و در عین حال آن چه باعث رشد یهودیت شد روش های پُروشیِ تفسیر کتاب مقدس بود. از میان تمام جناح های درونی یهودیت قرن اول، فقط پُروشی گری بود که می توانست زندگی یهودیانِ پس از خرابی معبد را بازسازی کند. بیشتر اندیشه ها، اعمال و اصطلاحات دینی یهودیت در خلال دورۀ هزار و پانصد سالۀ قبل از آنان را می شد اینک در اشکال مختلف تعالیم پُروشیان یافت که در نوشته های تلمودی متعلق به پنج قرن نخست تقویم رایج، ضبط شده و بسط یافته بودند. این تعالیم اولین بار در مجالس حکیمان در یونه (Yavneh) پس از سال ۷۰ و در اُوشا (Usha) در قرن دوم به صورت نهایی و تثبیت شدۀ خود درآمد.
از آن جا که ارائۀ خلاصه ای از مذهب پُروشی غیرممکن است و از طرفی برای درک تحولات یهودیتِ قرون وسطا و دوران جدید لازم است مدام به اندیشه های تلمودی مراجعه کنیم بهتر است به طور خلاصه خصیصه های اصلی اعتقادات پُروشی را مشخص کنیم. آن چنان که از چارچوب تلمود برمی آید، یهودیت پُروشی عمدتاً به این امور ناظر است: یگانگی خدا؛ نزدیکی او با قوم اسرائیل، که برگزیده شدند تا تورای خدا را دریافت دارند؛ و بالاخره تعالیمی که وحی الاهی به شمار می آیند و در قالب تورای مکتوب (کتاب مقدس) و تورای شفاهی (سنت) شکل گرفته اند. جزئیات این آموزه که اعتقاد، نگرش ها، مناسک، خُلقیات، زندگی اجتماعی و در حقیقت تمامی جنبه های زندگی یک فرد یهودی را تحت تأثیر می گیرد موضوع اصلی تأملات متفکران تلمودی است و راهنمای عمل عالمان و عامیان هر دو است. اعتقاد، و امید به نجاتی مسیحیایی که به وسیلۀ انسان خاصی به نام ماشیح آغاز می شود و با زنده شدن مردگان همراه است حسن ختام این تصویر است.
خصیصه های یهودیت تلمودی، که در بالا یاد شدند، هرگز شرح و بسطی نظام وار و اصولی نداشتنند و همین امر احتمالاً به فرهنگ یونان باستان اجازه داد تأثیر بیشتر بر تفکر حاخامی داشته باشد. در واقع این خصیصه ها محصول اسلوب بیانیِ خاصی بودند که عمداً به قالب های حسی، تمثیلی و پراطناب ریخته می شد. اولین تلاش ها برای انسجام بخشیدن و نظام وار کردن الاهیات یهودی در قرون وسطا و به هنگامی صورت گرفت که فلسفۀ یونانی و اگادای حاخامی به کمک یکدیگر آمدند. اندیشۀ حاخامی در دورۀ نخست شکل گیری خویش از مقولۀ عام میدراش بود. میدراش در بیرون از جهان یهودیت یافت نمی شد ولی در میان پُروشیان، فرقۀ بحرالمیت و نویسندگان «عهد جدید» کاملاً رایج بود.

صورت های اندیشۀ میدراشی
میدراش به لحاظ لفظی به معنای «جست و جو» یا «تحقیق» در کتاب مقدس است. اگر یک متن، هر چه که باشد، بخواهد مبنای زندگی های دینی قرار گیرد شرح و تصویر آن ضرورت خواهد یافت. وقتی متن های مقدسِ پذیرفته شده و رسمی متعددی داشته باشیم با این مشکل روبه رو می شویم که متون مختلف را در پرتو یکدیگر توضیح دهیم و از آنها رفع اختلاف کنیم. در یهودیت این ضرورت به انجام مطالعات میدراشی منجر شد.
قدیم ترین آثار میدراشی موجود به دوران قرن دوم برمی گردند و عمدتاً به بخش های هلاخایی اسفار پنج گانه مربوط اند. این آثار نشان می دهند که چگونه سنت های حاخامی مختلف از متن کتاب مقدس استنباط می شدند یا بر آن مبتنی می گشتند، و چگونه از قواعد تفسیری استفاده می شد تا برای روبه رو شدن با موقعیت های جدید ، سنت ها را بسط و توسعه دهند. گاه نیز در آثار قدیمی تر میدراشی به تفسیرهای الاهیاتی برمی خوریم که از قرار معلوم مواد اولیۀ موعظه هایی بوده اند که در مقابل جمع کثیری از یهودیان ایراد می شده اند. با این همه، مجموعه های میدراشی متأخرتر از تعالیم اخلاقی والاهیاتی انباشته اند. برخی از آنها ارتباط نزدیکی با تفسیر متن دارند ولی بسیاری از آنها از موضوع مطرح در متن بسیار فاصله می گیرند. متون را حکیمان مختلف و نیز مکاتب فکریِ مختلف تفسیر کرده اند و نتیجه های هلاخایی و اگادایی هر یک به انحای بسیار متنوعی بسط یافته است.
بعضی از تفسیرهای میدراشی نزد تدوین کنندگان تلمود بابل مقبولیت یافتند و از آن جا که این اثر در یهودیت قرون وسطا نقشی محوری داشت آن تفاسیر نیز برای باورهای یهودی پس از آن دوران منزلتی کم و بیش شبیه اصول اعتقادات پیدا کردند. با این حال حتی تلمود نیز در هر موضوعی معمولاً چند دیدگاه مختلف نقل می کند و تنها در صورتی جانب یکی از آن دیدگاه ها را می گیرد که برخی دستاوردهای سودمند در معرض خطر باشند. این به معنای آن بود که محتوای اعتقادی اگادای حاخام ها در وضعیتی بسیار سیال باقی می ماند و انتخاب از میان مواضع متنوعی را که همۀ آنها اصولی صحیح بودند ممکن می ساخت. شموئل (Samuel Ha – Nagid ، ناگید به معنای رئیس و پیشوا است) عالم اسپانیایی در اثرش به نام مقدمه بر تلمود در قرن دهم می نویسد:
هَگادا [یعنی اگادا] توضیحاتی است در تلمود برای موضوعاتی که از جملۀ دستورها نیستند …. شما ضرورتی ندارد چیزی از آن مجموعه را یاد بگیرند مگر آن که معقول به نظر برسد …. بخش هایی از آیات کتاب مقدس که از سوی حکیمان تفسیر شده است مطابق نظر خاص آنان و آن گونه که ذهن آنان دریافت کرده است تبیین شده اند. بنابراین، شخص می تواند آن چه را که از میان این تفاسیر معقول به نظر می رسد بیاموزد، و در بقیۀ موارد بدان ها تکیه نمی کند.

عالمانی که محافظه کارتر بودند و رویکرد نسبتاً بی تفاوتِ شموئل نسبت به اگادا را مخرب دانستند و احتمال آن می دادند که راه برای هر گونه موضع گیری اعتقادی و انواع نظریات بدعت آمیز باز شود. آنان بر وحیانی بودنِ اگادا اصرار می ورزیدند. ربی حییم مِدینی، (Chaim Medini ) عالم فلسطینی قرن نوزدهم می نویسد: «باید به هر چه در اگادای حکیمان گفته شده است ایمان داشته باشیم.» البته از آن جا که دیدگاه های متفاوت و اغلب متعارضی در مباحث اگادایی بیان شده اند، ممکن نیست که همۀ اگادا را به عنوان الزاماتی عقیدتی پذیرفت. رویکردهای محافظه کارانه مجبور بودند با رفع اختلاف از نظریات گوناگون در جایی که ممکن است، تلاش کنند تا تناقضات را به حداقل برساند. برای دیدگاه های لیبرال تر، مشابه آن که توسط شموئل ناگید بیان شده، تنوع نظریات اگادایی مشکلات کمتری داشته است. این دیدگاه ها اگادا را بازتاب نگرش عصری که حکیمان در آن زندگی می کرده اند. می دانند و خود را در تفسیر مجدد الاهیات اگادایی آزاد می بینند.
تفاوتِ رویکرد به اگادا، از آن یاد شد، در سراسر دوران قرون وسطا وجود داشت و در محافل یهودی راست کیش تا به امروز نیز باقی است. یهودیان جدیدی که گرایش های دینی قوی دارند بر درستی و بی خطاییِ اندیشه های حاخامی تأکید می ورزند و بعضی از آنان حتی بر صدق کامل معنای لفظیِ بسیاری از تعالیم میدراشی اصرار دارند. برخی دیگر موضع پیچیده تری اتخاذ می کنند؛ در تفسیر آنان عبارات اگادایی به گونه ای نمادین حاکی از حقایقی از سنخ امور روان شناختی، اخلاقی، و یا الاهیاتی شمرده می شود. دیگرانی نیز هستنند و معتقدند که دیدگاه های «علمی» و جهان شناسانۀ آنها را – لااقل در سطح جزئیات دیدگاه های ربی ها- برای الاهیات جدید یهودی الزامی نمی دانند. موضع اخیر در یهودیت راست کیش معاصر به دیدگاه یهودیت مترقی که عموماً باورهای گذشته را خدشه ناپذیر نمی داند نزدیک است.



یک دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. اسدی می‌گه:

    ممنون از شما برای نشر این مطالب

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: