مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

معجزۀ الهی بار دیگر نمودار شد(به مناسبت جشن حنوکا)

حشموناییم با افروختن چراغ حنوکا، دنیای تاریک زمان خویش را روشن کردند

«هفت پسرحنا را در یک روز جلو چشم او
به فجیع ترین وضعی کشتند برای این که
این هفت برادر نخواستند در مقابل
بت بی جان آن ستمگران سر فرود آورند.معجزۀ الهی بار دیگر نمودار شد(به مناسبت جشن حنوکا)

جشن حنوکا یا جشن چراغ و چراغانی یکی از اعیاد مهم قوم یهود است. این عید یادگار مبارزات و فداکاری های اجداد ما برای حفظ دین و آیین خود با دشمنی کافر است که پس از سال ها پیکار و جانبازی، با کمک و یاری خدای عالم بر او پیروز شدند و خداوند نیز توجه و علاقه خود را به سرنوشت موحدین و سالکین راهش نشان داد.
روزگاری بود که قوم یهود در سرزمین مقدس زیر یوغ حکمرانی فرمانروایان یونانی می زیستند. یونانیان که خود دارای عقایدی خرافی بودند و خدایان متعدد و عجیب و غریبی را می پرستیدند، مشاهده کردند که ملت یهود فقط یک خدا را می پرستند، آن هم خدایی نادیده که هیچ گونه مظهر و صنمی را نباید برای او ساخت. یونانیان از این موضوع به خشم آمدند. آنها خواستند عقاید پست خود و پرستش خدایان فراوان خود را بر این ملت تحمیل نمایند. آنها خواستند پدران ما را به اصطلاح خود از جهل و ظلمت رهایی داده و روشنفکر و متمدن سازند، چون آنها عقیده داشتند که ظلم و زور، اصالت ماده و لذت های مادی و پرورش تن، مظهر تمدن و روشنفکری است. آنها تبلیغات دامنه داری را بین یهودیان شروع کردند. مدارسی باز کردند تا در آن فرهنگ یونانی را تدریس نموده و اطفال یهودی را نیز مانند کودکان و جوانان خویش به کیش و آیین خود آشنا سازند. متأسفانه عده ای از کوته فکران قوم، فریب ظاهر امر را خورده و زرق و برق تمدن یونانی چشمان آنها را خیره ساخت. «هلنیست ها» فرزندان خود را به این مدارس فرستادند و این کودکان موقعی که از مدارس یونانی فارغ التحصیل شدند افرادی بودند یهودی زاده ولی یونانی مسلک. آنها تورات و مذهب اجدادی خود را کنار گذاشته از یونانی ها تقلید کردند. نه تقدس شنبه را داشتند و نه اعیاد. نه از خوراک غیر کاشر (ذبح شرقی) پرهیز می کردند و نه از آلوده شدن به فساد و رذالت. اگر وضع بدین منوال پیش می رفت اضمحلال و نابودی این قوم کهنسال حتمی و قطعی بود. ولی خوشبختانه اکثریت قوم که در دامان تورا و مذهب بزرگ شده بودند، ظاهر فریبندۀ تمدن یونانی چشمان آنها را خیره ننمود. تبلیغات دامنه دار یونانیان در آنها تأثیری نکرد و آنها همچنان در کیش اجدادی خود ثابت قدم ماندند. یونانیان که خود را آقا و سرور جهان می دانستند، نمی توانستند تحمل کنند که یک ملت کوچک و ظاهراً حقیر نمی خواهد تمدن به اصطلاح فروزان یونان را قبول کند، شروع به آزار و اذیت قوم یهود کردند. آنها را شلاق زدند، به زندان انداختند، شکنجه های گوناگون و وحشتناک دادند، سینه ها دریدند، آتش زدند و حتی طعمۀ حیوانات درنده ساختند. داستان «حَنا» و هفت فرزندش را همه می دانیم. این فاجعۀ هولناک در آن ایام روی داد. هفت پسر حنا را در یک روز جلوی چشم او به فجیع ترین وضعی کشتند برای این که این هفت برادر نخواستند در مقابل بت بی جان آن ستمگران سر فرود آورند. حنا، آن زن با شهامت که نظیرش در تاریخ کمتر ملتی دیده شده است می توانست به فرزندان خود بگوید که در ظاهر به بت سجده کنند تا کشته نشوند و در دل به دین خود مؤمن باشند، ولی او این کار را نکرد بلکه با کلماتی مهیج آنها را تشویق کرد که در راه دین خود جانفشانی کنند. آخرین فرزند را در دامن مادر سر بریدند ولی او همچنان به خدای متعال و به مذهب و آیین خویش وفادار بود. فداکاری و جانبازی به انتها درجه رسید.



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: