مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

باورها و آیین های یهودی (بخش هفتم)

تاریخ و سنّت
با آن که ماهیت بخش های عمده ای از کتاب مقدس عبری تفسیر (الاهیاتی) تاریخ و وقایع تاریخی است اما نه در دین کتاب مقدس و نه در یهودیت حاخامی توجهی به تاریخ، به معنای جدید و امروزین آن، نشده است. توجه یهودیت به سرمشق های کتاب مقدس بوده و به جمع آوری و تأمین داده های عینیِ تاریخی علاقه ای نداشته است. ارزش تاریخ محتوای دینی و اخلاقی آن بود و تلاش ناچیزی برای تمییز بین واقعیت و تعبیر انجام می شد.باورها وآیین های یهودی
الاهی دانان یهود، گذشته را همیشه برای آن تفسیر مجدد می کردند که بر اندیشه های دینی عصر حاضر نوری افشاند. در تفسیر ربی ها پهلوانانِ دینِ کتاب مقدس الگوهای دینداری حاخامی دانسته می شدند. این راهبردِ نسبتاً غیر جدی نسبت به گذشته، که نمونۀ آن را می توان در تفسیرهای میدراشیِ کتاب مقدس یافت تا به امروز جزو ماهیت تفکر یهودی بوده است. ممکن است گهگاه نوادری از متفکران یهود کوشیده باشند تا ساختار ذاتاً موعظه ایِ اگادا را به منظور کشف مبنای واقعی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند اما اینها استثنا بوده اند نه قاعده.
یوسفوس، مورخ یهودی قرن اول، همانند بسیاری از معاصران غیریهودی اش، در نقل سخنانی طولانی از زبان شخصیت های تاریخی ای که دربارۀ آنها چیز می نوشت عیبی نمی دید؛ به همین دلیل و به همان نحو، حکیمان تلمودی نیز در مباحثات رایجشان دربارۀ اندیشه های دینی به نقل سخنان گذشتگان می پرداختند. چون تلمود منزلتی تقریباً شبیه کتاب مقدس یافته بود و در نتیجه از اعتبار قابل توجهی نزد یهودیت قرون وسطا برخوردار بود، کنار گذاشتن تاریخ نگاری حاخامی به بهانۀ عادی دانستن (heuristic) خطاهای تاریخی موجود در آن می توانست نوعی بی دینی به حساب آید. متفکران یهودی ای که برای چنین موضوعاتی، راهبردی مستقل از امور دینی صرف داشتند به انتقاداتی سخت از آن نوع تاریخ نگاری برخاستند؛ ولی از جانب محافظه کارانی که برایشان هر کلمه ای از تلمود داده ای مقدس بود به الحاد متهم می شدند.
عواقب مشاجرات قرون وسطا به دورۀ جدید نیز سر ریز کرده است. گذشته از این، این واقعیت که یهودیت به عملِ مشیت گونۀ خداوند در تاریخ بشر بیشتر توجه داشته تا به جزئیاتی از آن تاریخ که گاه دردسر بیشتری هم می آفریدند، خود باعث بروز مشکلاتی برای الاهیات معاصر یهود شده است. به نظر برخی روشنفکران راست کیش اعتباری که گذشته، و به ویژه گذشتۀ تلمودی، از آن برخوردار است آنان را به دیدگاهی دربارۀ تاریخ عالم، و نژاد بشر، و قوم و دین یهود ملتزم می کند که با اندیشه های جدید دربارۀ این موضوعات قابل جمع نیست.
حاخام مِنَحم اشنیرسون (Menachem Shneerson) (1902-1994) رهبر اخیراً درگذشتۀ گروه حاسیدیان لوباویچ، (Lubavitch) بنیاد گذاشته شده در نیویورک، که خود در دانشگاه مهندسی خوانده بود، اخیراً این دیدگاه قرن نوزدهمی را احیا کرده است که جهان با پیکرهای فسیل شدۀ حیوانات ماقبل تاریخیِ خود و با لایه های زمینی مختلف خود یکجا و کامل خلق شده است. از آن جا که بر طبق محاسبۀ یهودیان، جهان فقط کمی بیش از ۵۷۰۰ سال عمر دارد همۀ یافته های علمی ای که به نظر می رسد نافی این جنبه اند بر یک مقدمۀ غلط مبتنی هستند بر این مقدمۀ غلط که فسیل ها و داده های مربوط به شاکلۀ زمین نشانۀ تغییرات زمانی واقعی اند.
یکی از خطوطی که یهودیت راست کیش را از یهودیت محافظه کار و اصلاح گرا متمایز می گرداند همین امر است که گسترۀ قبول لفظی مفاهیم سنتی یهودی تا کجاست. دو گروه اخیرالذکر، با درجاتی متفاوت بدان تمایل داشتند که دیدگاه های حاخامی و قرون وسطایی را برای یهودیان جدید با آنکه آگاهی های مهمی برایشان دربردارند لازم الاجرا ندانند. راست کیش ها به سبب خودِ ماهیت اعتقادی که به مرجعیت و اعتبار تلمود و متون ما بعد تلمودی دارند به چنان تغییراتی کمتر راه می دهند. در حالی که برخی متفکران راست کیش خواسته اند که تفسیری غیرلفظ گرا برای گزارش سفر پیدایش از خلقت ارائه دهند و حتی قرائتی تعدیل یافته از نظریۀ تکامل را که با تعالیم معارض نباشد پذیرفته اند، اما هیچ کس قادر نبوده است دیدگاه های جدید در باب نوشته های کتاب مقدس یا تاریخ یهود را با تعالیم سنتی وفق دهد.
در اوایل دهۀ ۱۹۶۰ مشاجراتی که بر سر دیدگاه های حاخام دکتر لوئیس جیکوبز، (Louis Jacobs) یکی از اعضای تشکیلات حاخامی،درگرفت جامعۀ یهود بریتانیا به ولوله افتاد. نظریات وی با نوعی دیدگاه انتقادی – تاریخی در باب کتاب مقدس همخوانی داشت. نظام حاخامی راست کیش ها در لندن، نامزدی جیکوبز برای پستِ ریاستِ «دانشگاه یهودیان» را که برای آموزش حاخام های راست کیش بنیاد گذاشته شده بود از آن رو که دیدگاه ای وی با اعتقاد سنتی یهود ناسازگاری داشت رد کرد.
در ۱۹۶۴ که سِسیل راث (Cecil Roth) تاریخدان، از یهودیان نو – راست کیش، در دانشگاه بَر ایلان (Bar Ilan) سمتی یافت داستان مشابهی در اسرائیل رخ داد. راث در یکی از آثارش در باب تاریخ یهود هر دو دیدگاه سنتی و انتقادی – تاریخی را بدون آن که مدعی دفاع از نظریۀ انتقادی – تاریخی شده باشد مطرح کرده بود. با این حال برخی از رهبران حاخام های اسرائیلی در مقابل انتصاب او به اعتراض برخاستند و دانشگاه بر ایلان که نهادی راست کیش است تحت فشار بسیار زیادی قرار گرفت تا پیشنهاد استادی به او را پس بگیرد. سرانجام راث کناره گیری کرد و اسرائیل را ترک گفت تا پیشنهاد کاری را در ایالات متحده آمریکا بپذیرد.



۳ دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. روحانی می‌گه:

    با سلام
    این مقاله خوب ترجمه نشده – باوجودی که خیلی مشتاق به مقاله این موضوع هستم و خودم در باره ی آن ساعتهای فکر کردم ولی متاسفانه خوب ترجمه نشده و مجبور هستم هر جمله را چند بار بخوانم تا معنی آنرا بفهم و لی باز هم مشکل وجود دارد.

    *بجای واژه دسته بندی نشده واژه گوناگون را بکار ببرید
    * در قسمت ابر برچسب ها اسم لیورا سعید ، کنار بقیه کلمات موضوعیت ندارد

    موفق باشید

    • دکتر ژان پایاب می‌گه:

      دوست من ترجمه این کتاب توسط وزارت ارشاد انجام شده و این وبسایت هیچ دستی در ترجمه این مطلب ندارد و اکثر تنظیمات این سایت به صورت خودکار است

  2. مجید می‌گه:

    با درود مرسی از سایت خوب شما، خیلی از این سایت استفاده کردم و چون به تاریخ علاقه دارم بسیار کمکم کرد، قبلاً از شما استاد گرامی پوزش می‌خواهم که پیشنهاد می‌دهم چون خود شما بهتر می‌دانید که چگونه و چه مطالبی را بگذارید ولی بهتر است که یک مطلب را کامل بگذارید بعد مطلب دیگر را ارایه بدهید. باز هم از شما پوزش می‌خواهم اگر جسارت کردم سپاسگزارم از شما…

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: