مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

باورها وآیین های یهودی (بخش نهم)

کتاب مقدس مسیحیان و کتاب مقدس یهودیان
کتاب مقدس عبری کم و بیش همان عهد عتیق از مجموعۀ رسمیت یافتۀ مسیحی است. برخی فرقه های مسیحی آثاری مانند اسدراس، مکابیان، طوبیت، یهودیت و جز آن را که جزء مجموعۀ قانونی و رسمی یهودی نیست درشمار مجموعۀ قانونی و رسمی مسیحی محسوب می دارند. این آثار آپوکریفا (Apocrypha) نام گرفته اند و به حساب آمدنشان بدین جهت است که در نسخۀ هفتادی، (Septuagint)یعنی اولین ترجمۀ یونانی از کتاب مقدس، که بر بحث های مسیحیان درباره قانونی شمردن کتاب هاو رسمیت دادن به آنها تأثیر گذاشت، وجود داشته اند. «عهد عتیق» اصطلاحی ویژه مسیحیان است؛ زیرا کتاب مقدس عبرانیان را مقابل عهد جدید مسیحیان قرار می دهد. استفاده از این دو اصطلاح بدین معنا است که عهد میان خدا و اسرائیل قدیم (یهودیت) که در عهد عتیق آمده است جای خود را به عهد با اسرائیل جدید (مسیحیت) داده که در عهد جدید موجود است. بدین جهت این اصطلاح به ندرت توسط یهودیان مورد استفاده قرار می گیرد و آنان تعابیر غیرارزشی تری مانند کتاب مقدس عبری یا تَنَخ (Tanakh) را ترجیح می دهند. اصطلاح اخیر از حرف های اول نام بخش های سه گانۀ متون مقدس یهود: تورا (Torah) (اسفار پنج گانه) ، نوئیم (Neviim) (پیامبران و کتوویم (Ketuvim) (نوشته های مقدس) درست شده است. اصطلاحات دیگری نیز برای کتاب مقدس وجود دارند و در میان یهودیان رایج اند، مثل نوشته های مقدس و یا تنها تورا در معنای عام آن که به کل مجموعۀ کتب آسمانی یهود راجع است.
مفهومی به نام مجموعۀ رسمی (canon) کتاب مقدس در یهودیت قدیم یافت نمی شود، در دوران میشنایی، یعنی تا پایان قرن دوم میلاد، به نظر می رسد که دربارۀ مجموعۀ مکتوباتی که مقدس خوانده می شدند درجات مختلفی مطرح بوده است. دسته ای از نوشته ها که با عنوان نوشتههای مقدس شناخته می شدند از جهت درجۀ الهامی بودن در سطح به حساب نمی آمدند و دیگر نوشته ها که به کتاب های خارجی شهرت داشتند در مقابل اینها قرار می گرفتند. نوشته های اخیرالذکر یا آثار بدعت آمیزی بودند که ادعا می شد الهامی اند و یا مشتمل بر آثاری بودند که عقل انسان به تنهایی آنها را به وجود آورده بود و ماهیتی کاملاً غیر قدسی داشتند. در نتیجه حاخام ها بر ضد برخی از این گونه آثار بسیار سخن می راندند تا مخصوصاً از اختلاط کتاب های بدعت آلود با نوشته های قدسی جلوگیری کنند.
برخی آثار ساختۀ عقل بشر، و در رأس همه کتاب حکمتِ بن سیرا، یا مجموعه، (Wisdom of Ben Sira (Ecclesiasticus)) علی رغم تردیدی که در پذیرفتن آنها به عنوان الهام الاهی وجود داشت، غالباً حکیمان از آنها استفاده و نقل قول می کردند؛ اما آثار بدعت آلود بی درنگ طرد می شدند. برخی از پیش نویس های انجیل های مسیحی نیز مسلماً از جملۀ اینها بوده اند. مسئلۀ تمیز دادن متون «مقدس» از متون «خارجی» در ادوار میشنایی هم هنوز مورد بحث بود. به علاوه، این مطلب هم محل مناقشه بود که آیا باید بگذاریم تا همۀ نوشته های مقدس آزادانه منتشر شوند یا برخی را باید از دسترسی خارج ساخت. مناقشۀ نوع اول از بحثی که در میشنا دربارۀ ناپاک شدن دست ها در تماس با نوشته های کتاب مقدس مطرح است پیدا است :
و کتاب جامعه (Ecclesiates) دست ها را آلوده می کنند. ربی یهودا می گوید: غزل غزل ها دست ها را آلوده می سازد اما در مورد کتاب جامعه تردید است. ربی یوسه می گوید: کتاب جامعه دستها را ناپاک نمی کند اما دربارۀ غزل غزل ها بحث است … ربی شیمعون بن عزای گفته است: من روایتی دارم …. که غزل غزل ها و کتاب جامعه هر دو دست ها را آلوده می سازند. ربی عقیوا گفته است: خدا نکناد! هیچ یک از افراد اسرائیل هرگز دربارۀ غزل غزل ها تردید نکرده و مدعی نیست که دست ها را آلوده نمی کرده است؛ زیرا تمام جهان ارزش روزی را که غزل غزل ها به اسرائیل اعطا شد ندارد؛ زیرا همۀ متون مقدس اند اما غزل غزل ها قدس الاقداس است. اگر بحثی بوده دربارۀ کتاب جامعه بوده است.

منازعه ای که ذکر آن در میشنا آمده است این بود که آیا کتاب جامعه و غزل غزل های الهام الاهی، و در نتیجه نوشته های مقدس اند یا آن که صرفاً حکمتی بشری اند و از جانب نویسندگان آنها به وجود آمده اند. هر دو اثر مشکل زا بودند. به نظر می رسد که کتاب جامعه مبلغ بدبینی است ومضامین غزل غزل ها نوعی عشق بازی دنیوی در خود دارد. در دورۀ ربی عقیوا، در قرن دوم، غزل غزل ها از جانب برخی از گروه ها به عنوان تمثیلی از عشق بین اسرائیل و خدا پذیرفته شده بود، و ربی عقیوا به همین جهت به دفاع شدید از آن برخاست. کتاب جامعه هم سرانجام به گونه ای تفسیر شد که آن را به عنوان متنی مقدس مقبول ساخت. در مورد کتاب استر که به نحوی کاملاً دنیایی نوشته شده بود، مشکل مشابهی پیدا شد، اما عاقبت آن را محصول الهام الاهی دانستند.
موضوع دوم، یعنی جواز دست به دست شدن آزادانۀ برخی متون الهام الاهی، دربارۀ نبوت های یِحِزقل (حزقیال) نبی مطرح شد. اگر چه کتاب یحزقل یکی از نوشته های مقدس فرض می شد اما برخی از تعالیمش در ظاهر با در تعارض بودند، و حکیمان می خواستند آن را در گنیزا ( genizah ، مخزن و بایگانی دایمی کنیسا که اوراق یا طومارهای غیرقابل استفاده را در آن می گذارند) گذارند، یعنی در جایی دور از دسترس نگهداری اش کنند. فقط زحمات حننیا بن حیزقیا، یکی از رهبران مکتب شمایی در قرن اول، بود که انضمام کتاب یِحِزقِل به مجموعۀ رسمی را تضمین کرد، زیرا حننیا عبارات مشاجره آفرین آن را چنان تفسیر کرد که با دیدگاه های مقبول موافق در می آمد. همانند این قضیه، زمانی نیز خوف آن می رفت که سرشت متفاوت و ناسازگار آیات مختلفی از کتاب امثال سلیمان این اثر را در محاق گنیزا اندازد.
بنابراین، برای مشخص کردن مجموعۀ رسمی یهود دو جنبه مطرح بود: اول این که آیا هیچ یک از آن آثار تحت تأثیر الهام الاهی نوشته شده اند یا نه؛ دوم آن که آیا باید اجازۀ دست به دست شدن چنین اثر الهامی ای را داد یا که باید دور از دسترس نگاهش داشت تا مبادا فهمی نادرست به بار آورد. شرایط غالب زمانه، مقتضی وجود مجموعه ای رسمی بود که دقیقاً مشخص و معین باشد و نه آن که تعدادی از متون مقدس و نیمه مقدس، و غیر مقدس سست و سیال در کنار هم قرار گیرند. وقتی آثاری رواج دارند که اندیشه هایی شرک آمیز ارائه می دهند و مدعی شأنی همچون کتب مقدس اند به ناچار ترسیم مرزی میان متون الهامی و آثار خارجی ضرورت می یابد. اگر آثاری که الهامی شمرده می شوند به تفاسیری راه دهند که با سنت متفاوت اند، ناگزیر باید قدم بعدی را که بیرون بردن آن آثار از حیطۀ مراجعات عادی است برداریم. با به سر آمدن قرن دوم، هر دوی این ملاحظات به انجام رسیده بود و یهودیت مجموعۀ رسمی کتاب مقدس را در صورت نهایی خویش که تا به امروز نیز باقی مانده است تثبیت کرد.



۲ دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. حسن می‌گه:

    سلام چگونه میتوانم به این مجموعه دسترسد پیداکنم باتشکر

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: