مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

باورها و آیین های یهودی (بخش دهم)

مطالعۀ کتاب مقدس، و شرح و تفسیر آن
کتاب مقدس عبری اگر چه اساسی ترین و مهم ترین بخش میراث نوشته های یهود است، به ندرت اتفاق می افتد که یهودیان آن را مستقیماً مطالعه کنند، بلکه آن را به کمک شروح سنتی می خوانند؛ زیرا خود متن، مقدس نیست بلکه آنچه مقدس است متنی است که سنت تفسیری حاخامی یهود آن را تفسیر کرده باشد. بخش اسفار خمسه بیش از همه برایشان آشناست؛ زیرا تمام آن را در یک دورۀ یک ساله، هر شنبه در کنیساهای سنتی می خوانند. مجامع مترقی یا دوره ای سه ساله برای اسفار پنج گانه می گیرند و یا آن که همان دورۀ یک ساله را دارند ولی ترجیح می دهند بخشی از خواندنی های هفتگی را برگزینند و نه تمام آن را؛ چرا که احتمالاً برای خواندن دسته جمعی خیلی طولانی جلوه می کند. از آن جا که خواندن اسفار خمسه در شکل سنتی، به زبان عبری است و به سرود یا ترنم و با دَمی (cantillation) مخصوص اجرا می شود جماعت کنیسا معمولاً آن را از روی متنی دنبال می کنند که اصل عبری را به همراه ترجمه ای، و نیز در بیشتر موارد با شرح کوتاهی به زبان ساده، درخود دارد.باورها و آیین های یهودی (بخش دهم)
غیر از اسفار پنجگانه، بخش های خاصی از پیامبران که قسمت پایانی خواندنی های هفتگی را تشکیل می دهند نیز نزد یهودیان معروف اند. اما اینها «تنها» نشان دهندۀ بخش کوچکی از نوشته های کتاب مقدس اند. کتاب های دیگرِ کتاب مقدس مانند پنجطومار، یا مگیلوت (megillot) یعنی غزلِ غزل ها، رُوت، مراثی، جامعه و استر، و کتاب یونا (یُونس) در موقعیت ها و مناسبت های خاصی خوانده می شوند. برگزیده های زیادی از کتاب های دیگرِ کتاب مقدس عبری بخشی از نماز شده اند و با دعاهای آن درآمیخته اند. نمونۀ برجسته این نوع کتاب مزامیر است.
قسمت های زیادی از کتاب مقدس برای اکثر یهودیان، حتی آنان که به طور منظم در مراسم کنیساها حضور به هم می رسانند، تقریباً ناشناخته اند. مسلماً افراد زیادی چیزهایی از امور تاریخی کتاب مقدس را هم فرا خواهند گرفت و چه بسا برای مراسم تکلیف خود، برمیصوا (bar mitzvah) برای پسران و بَت میصوا (bat mitzvah) برای دختران، که در ابتدای بلوغ جنسی آنان اجرا می شوند برگزیده هایی از متون را فرا گیرند. دیگرانی هم هستند که در گروههای مطالعاتی بزرگسالان حضور می یابند که گاه بخشی از کتاب مقدس را برای مطالعه انتخاب می کنند. البته معمولاً این متن از اسفار خمسه برگزیده می شود و نه مثلاً از پادشاهان یا یِشَعیا (اِشَعیا). به هر حال، یهودیانی که آموزش های دینی خویش را تا سن بزرگسالی ادامه می دهند استثناءاند نه قاعده.
حتی یهودیانی که از دیگر سنت گراترند و به آنها، از پیر و جوان، دستور داده شده که تورا را به عنوان وظیفه ای دینی مطالعه کنند فقط قسمت کمی از عمر خویش را به کتاب هایی غیر از اسفار خمسۀ کتاب مقدس اختصاص می دهند. دورۀ آموزش یِشیوا، (yeshivah) کهنهاد تعلیم و تربیت اصلی و عمدۀ سنت گراها است به خوبی نشانۀ این پدیده است: درصد بسیار زیادی از مطالعات یشیوایی متمرکز بر تلمود بابلی و شروح آن است. ممکن است مقداری از وقت آزاد طلبه برای اختصاص یافتن به خواندن هفتگی اسفار خمسه کنار گذاشته شود اما تدریس عمومی کتاب مقدس یا برنامۀ درسی خاصی برای مطالعۀ آن وجود ندارد. درست است که تلمود گاه به گاه به آیات زیادی از کتاب مقدس ارجاع می دهد اما این امر بیشتر به اسفار خمسه مربوط می شود تا مثلاً به پیام های کتب انبیا یا بخش های تاریخی کتاب مقدس. در مورد طلبۀ یشیوا لطیفۀ یهودی مشهوری وجود دارد که می گوید او از آن رو چیزی دربارۀ آیه ای از کتاب مقدس می داند که دیده است در فلان صفحه از تلمود از آن یاد شده است.
این ویژگی های زندگی سنتی یهودیان نشان می دهد که در رویکرد آنان به کتاب مقدس، مرکزیت از آنِ شرح و تفسیر سنتی است. حکیم بر نبی مقدم است؛ زیرا پیام الاهی را تفسیر کرده، آن را به زندگی مردم پیوند می زند. اگر اثر تعدیل کنندۀ فهم سنتی از کتاب مقدس وجود نداشت تفاسیری در تعالیم انبیا راه می یافتند که ممکن بود خصیصۀ فرهنگیِ تنوع وحدت آمیز (diversity-in-unitty) قوم یهود را از بین ببرند. بخش هایی از کتاب مقدس برای دیدگاه سنتی از اهمیت بیشتری برخوردارند و این بخش ها از بقیۀ کتاب مقدس برای یهودیان آشناتر به نظر می آیند. البته هیچیک از این امور توجیه کنندۀ این مسئله نمی شوند که یهودیان از مطالعۀ کتاب مقدس طفره روند. خود کارشناسان تعلیم و تربیت یهودی نیز گاهی به این غفلت از متن اساسی دین یهود اعتراض کرده اند. میشنا برنامۀ تعلیماتی متعادل تری قرار داده است:
برای پسر در پنج سالگی کتاب مقدس، در ده سالگی میشنا، …و در پانزده سالگی تلمود [آموزش داده می شود].

گروه های غیر سنت گرا، در طی قرن اخیر یا چیزی در همین حدود، کوشیده اند تا این وضعیت را اصلاح کنند. برای مثال، در اسرائیل نهادهای تعلیمی صهیونیست ها کتاب مقدس و شعر و تاریخ آن را به عنوان قسمت عخدۀ دورۀ آموزش خویش تدریس می کنند، و یهودیت اصلاح گرا نیز در تعلیمات یهودی اش تأکیدات و توجه خود را از مطالعات تلمودی به مطالعات کتابی منتقل کرده است. اما تاکنون همۀ این امور از ایجاد تغییر چشمگیری در وضعیت سنت گراها و یا در اوضاع یهودیان دیاسپوراییِ کم و بیش کنیسارو عاجز مانده اند.
از آن جا که برای یهودیت آن چیزی که تمام اهمیت ها را به خود اختصاص می دهد کتاب مقدسی است که با چشم سنت به آن نگاه می شود. ضروری است سخن کوتاهی نیز در باب مؤلفه های اصلی این دیدگاه سنتی بیان کنیم. فرآیند شرح نویسی بر متون مقدس به احتمال زیاد به همان قدمت خود متن است. این فرآیند تلویحاً از این گزارش کتاب مقدس فهمیده می شودکه چگونه عزرای کاتب کتاب تورای موسی را برای مردمی که در اورشلیم جمع شده بودند خواند. درکنار او لاویان و شماری از افراد سرشناس وجود داشتند که آنچه را خوانده می شد برایتوده توضیح می دادند تا ارزش و اهمیت آن را دریابند. در طی زمان، وقتی که آرامی زبان ارتباطی (lingua franca) یهودیان شده بود، و از عبری استفادۀ عام نمی شد، ترجمه – تفسیرهایی پدید آمدند که معمولاً در بین توضیحاتشان دربارۀ متن کتاب مقدس، تفسیر ربی ها را نیز می گنجاندند. این شروح آرامی به ترگومیم (جمع تَرگُوم targum) شهرت دارند. در ادوار میشنایی قرائت تورا در ملاء عام به همراه یک ترگوم یا «ترجمه» صورت می گرفته است. ترگوم هایی که سرانجام رسمیت می یافتند به رشتۀ تحریر در می آمدند؛ اما از اصل و مبدأ آنها جز با احتیاط نمی توان چیزی اظهار داشت، به علاوه که بسیاری از مطالب مربوط به کیفیت انشا و نگارش آنها در پرده ابهام مانده است.
مشهورترین و رایج ترینِ ترگوم ها،ترگوم آنقِلوس (Targum Onkelos) براسفار خمسه است. سنت یهود این شرح را منسوب به یهودی نوآیینی می داند که ترگوم خویش را تحت نظارت دو تن از رهبران ربی های قرن دوم نوشته است. بیشتر دانشمندان این نسبت را مشکوک می دانند و آن را از اشتباهی ناشی می بینند که بین ترگوم آنقلوس و ترجمه ای یونانی از کتاب مقدس به قلم عقیلاس (Aquilas) رخ داده است. منشأ حقیقی اثر آنقلوس هر چه باشد، دیگر آن را همچون شرحی الهامی پذیرفته اند. حکیم بابلی سر شالوم گائون (Sar Shalom Gaon) دربارۀ آن می نویسد:
دیگر ترگوم ها قدسیت این ترگوم را ندارند. من از حکیمان قدیم شنیده ام که قدوس متبارک لطف بزرگی در حق آنقلوس نوآیین کرد که این ترگوم به دست او به وجود آمد.

آنقلوس با التزام به متن اصلی عبری و با به اندازه استفاده کردن از نکته های اگادایی، ترجمۀ بسیار محدَّدد و مضبوطی از متن به دست می دهد. یکی از ویژگی های خاص آنقلوس آن است که به هنگام سخن گفتتن از خدا از تعابیری که به وضوح انسان انگارانه باشند برکنار است و در واقع انسان انگاری های موجود در کتاب مقدس به هنگام ترجمۀ آزاد آرامی خنثی شده اند. در نسخه هایی از اسفار پنج گانه که بیشتر از همه چاپ می شوند ترگوم آنقلوس در کنار متن عبری جای گرفته است؛ اما اهمیت آن برای یهودیان جدید کم شده و به جای آن شرح ربی شلومو ییصحاقی (R.Solomon Yitzchaki – Rashi) (1040- 1105) مشهور به راشی قرار داده شده است. از آن جا که، به توصیۀ تلمود، فرد یهودی باید بخش های مربوط به هفته در کتاب مقدس را دوبار و ترگوم مربوط به آن بخش را یک بار بخواند هلاخاییِ قرن چهاردهم، ربی یعقوو بِن آشِر (R. Jacob ben Asher) در مجموعه هلاخایی خود می گوید:
اگر کسی بخشی از کتاب مقدس را با شرح راشی مطالعه کند چنان است که گویی ترگوم راخوانده است؛ زیرا هدف از ترگوم فقط فهماندن موضوع بحث است.
دیگر مراجع ذی صلاح با این حکم مخالف بودند؛ زیرا احساس می کردند آنقلوس جایگاه خاصی برای خود دارد و حتی گفته شده که نسخۀ آرامی آنقلوس در سینا وحی شده است. با این همه، از آن جا که یهودیان، دیگر آرامی نمی دانستند استفاده از ترجمه – شرح دیگری به جای آن مرسوم و رایج شد.
از میان ترگوم های دیگری که بخش های مختلفی از کتاب مقدس را شرح می کردند، نسخه های گوناگون ترگوم یِرُوشَلمی، (Targum Yerushalmi) یعنی ترگوم اورشلیم یا فلسطین در شرح اسفار خمسه، از همه مهم تر است. اگر چه این ترگوم هرگز از موقعیت نیمه رسمیِ اثر آنقلوس در مجموعۀ نوشته های مقدس برخوردار نشد اما برای فهمیدن تفسیر ربی های نخستین از کتاب مقدس بیشترین اهمیت را داشت. ترگوم یِروشَلمی که به زبان آرامیِ منطقۀ گالیل نوشته شده و درنتیجه نقطۀ مقابل زبان بابلی متن آنقلوس است، مقدار زیادی از اطلاعات میدراشی را در خود دارد و بدین جهت صرفاً ترجمه ای از متن نیست بلکه شرحی برای آن محسوب می شود. در ۱۹۵۶، در گوشه ای از واتیکان، دست نوشتۀ کاملی از ترگوم یروشلمی، که به غلط به عنوان نسخه ای از آنقلوس فهرست شده بود، گشف شد. این دست نوشته که به نئوفیتیِ اول (Neofiti 1) مشهور است، به فهم ما از عرصه های زیادی که در تحولات الاهیات یهودی و تفسیر کتاب مقدس پیدا شده بسیار افزوده است. فقط کشف نسخه های قُمران بود که در اهمیت، از این نسخه ها سبق می برد. یکی از دانشمندان مهم تفسیر سنتی یهود در این مورد می گوید گزاف نخواهد بود اگر بگوییم کشف دست نوشتۀ کامل ترگوم یروشلمی در شرح اسفار پنج گانه، در بین دست نوشته های عبریِ مربوط به موضوعات توراتی که در زمان های اخیر در جهان پیدا شده اند، هم از نظر کمیت و هم از حیث کیفیت، مهم ترین کشف بوده است.



یک دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. الناز می‌گه:

    چرا اینقدر اطلاعات از یهودیت کمه منه دانشجو که پایان نامم در این مورده هر جا میرم به بن بستمیرسه
    آخه این یهودیا بیش از ۲۵۰۰ ساله تو ایرانن فر هنگو هنرشون با ما آمیخته شده.
    خودشونم زیاد همکاری نمیکنن
    الان پایان نامه من” تجزیه و تحلیل طرح و نقش چادر نقده یهودی(ارشاب) جهت استفاده در لباس عروس”
    هستش باید نزدیک ۲۰ تا ۳۰ تا نمونه چادر نقده عکاسی کنم اما یهودیا نمیزارن
    چرا میخاین اینقدر ناشناخته باشین بچه های شما حق دارن از گذشته هاشون و از فرهنگشون بدونن
    من که خیلی دلم پره چون واقعا دارم اذیت میشم

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: