مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

عید پسح

پسح یکی از اعیاد سه گانه یهودیان است که به نام پیامبر بزرگوار بنی اسرائیل – حضرت موسی- مُزین شده و نتیجه رسالت او از سوی خداوند متعال برای آزادی بنی اسرائیل و همه انسانها از بردگی است.
برابر آیات تورا، خداوند خطاب به اَوْراهام (حضرت ابراهیم) فرمود: «بدان که فرزندان تو به مدت ۴۰۰ سال در سرزمینی که به آنها تعلق ندارد (مصر) غریب خواهند بود و در آنجا در بندگی و عذاب قرار خواهند گرفت. پس از ۴۰۰ سال، من ایشان را نجات داده و قومی که آنها را به بندگی وادار نموده، مورد محاکمه قرار خواهم داد و سپس با ثروت عظیمی آن سرزمین را ترک خواهند نمود». اوراهام در این آزمایش سخت نیز سربلند بیرون آمد، زیرا بی ایمانی و ناسپاسی نکرد و این بار نیز خود را به طور کامل، تسلیم خواست و رضای الهی نمود. با تولد ییصحاق (حضرت اسحق) این ۴۰۰ سال غربت شروع شد، چرا که وی در سرزمین کنعان به حالت غربت به سر می برد و ۶۰ سال داشت که یعْقُوو (حضرت یعقوب) متولد شد و او نیز در کنعان غریب بود. یعقوو در۱۳۰ سالگی به علت وقوع خشکسالی، همراه خانواده اش (جمعاً ۷۰ نفر) عازم مصر شد، زیرا که حضرت یوسف به صدارت کشور مصر رسیده بود و با انباشتن غلّه فراوان، آن سرزمین را در برابر قحطی مقاوم کرده بود.

عید پسح

خاندان یعقوو در مصر بسیار بارور و کثیر شدند، تا آنجا که فرعون از نیروی چنین جمعیت عظیمی هراسان شد و با نادیده گرفتن خدمات حضرت یوسف، آنها را به کار سخت وادار کرد و بنی اسرائیل را به بردگانی برای بیگاری نزد مصریان مُبدل ساخت. به علت پیشگویی منجمان دربار مبنی بر ظهور منجی برای این قوم، فرعون دستور داد که همه نوزادان ذکور بنی اسرائیل را در رود نیل غرق سازند. اما یک مادر و دختر یهودی به نامهای «یوخِوِد» و «میریام» (مریم) که ماماهای عبرانیان بودند، با فداکاری ناشی از ترس الهی، نوزادان عبری را زنده نگاه می داشتند. از این رو مشیت خداوند برآن قرار گرفت تا پسری را که بعدها نقش منجی این قوم را برعهده می گرفت، سه ماه زودتر از موعد طبیعی زایمان به «یوخِوِد» عطا نماید. یوخِوِد پس از این سه ماه به ناچار فرزندش را درون سبدی نهاده، در نیزار رود نیل رها نمود. دختر فرعون، وی را از آب گرفت و چون آن پسر که بر او «مُشِه» (موسی) نام نهاده بودند، حاضر به خوردن شیر هیچ زنی نشد، با راهنمایی میریام برای شیردادن به دست «یوخود» سپرده شد. پس از این، مشه در دربار فرعون بزرگ شد و بر اثر حوادثی که برای وی پیش آمد، از مصر گریخت. سپس در سرزمین «میدیان» نزد شخصی به نام «ییترو» ساکن شد و دخترش «صیپورا» را به همسری گرفت. سرانجام پس از گذشت ۲۱۰ سال از ورود یعقوو و بنی اسرائیل به مصر، خداوند به ناله و استغاثه ایشان بر اثر شدت ظلم مصریان توجه نموده، مشه رَبِنو را مأمور نجات آنان فرمود. او به سبب تواضع بی مانندی که داشت، در ابتدا خود را شایسته چنین مسوؤلیت عظیمی نمی دانست؛ اما سرانجامْ عازم مصر شد. مُشه و «اَهَرُون» (هارون) برادرش، مأموریت خود را برای بنی اسرائیل شرح دادند و پس از ایمان آوردن مردم به آنها، برای ابلاغ فرمان خدا راهی قصر فرعون شدند که این رفت و آمد چندین بار تکرار شد. خداوند براساس حکمت خود و جهت نشان دادن قدرت عظیمش به همگان، ابتدا ۱۰ ضربت معجزه آسا را بر فرعون و مصریان که مایل به آزاد نمودن این قوم نبودند، وارد ساخت. پس از آن بنی اسرائیل در ۱۵ ماه نیسان ۲۴۴۸ عبری، باشکوه بسیار از تمام بندگیهای مصر- بندگی جسمانی مصر و نیز بندگی اخلاقی و فساد فرهنگی مصریان- نجات یافتند و خداوند با اِعطای کتاب تـورا به آنها (که شامل ۶۱۳ فرمان مُدَوّن عبادی، اجتماعی، قضایی و اخلاقی است) ایشان را برای همیشه از هر نوع بندگی رها ساخت.
قیام حضرت موسی به فرمان خداوند، افزون بر رهایی بنی اسرائیل از بندگی فرعون، نشانه پیروزی عدالت خواهی بر بیدادگری، توحید بر کفر و حق بر باطل اسـت. قیام موسی سرآغاز رهایی انسان از فرومایگی است و یکی از درخشانترین برگهای تاریخ یهود و بشر است. در تمام کتابهای مذهبی و اشعار شاعران بزرگ جهان، حضرت موسی، قهرمان عدالت خواهی، فروتنی و شجاعت است و پسح، یادآور طلوع خورشید حق طلبی و عدالت پروری است. پس از رهایی از بندگی مصریان است که بنی اسرائیل هر نوع بندگی را به غیر از اطاعت اوامر خداوند مردود می دانند و در دعاهای روزانه خود تکرار می کنند:
«بشنو بنی اسرائیل، خداوند خالق ما، خدای یکتا است»
بنا به دستور خداوند، این واقعه عظیم، هر سال در همان ایام طی مراسمی مقدس باید یادآوری شود و یهودیان موظف به رعایت و اجرای احکام خاص این عید هستند. پس از ضربات ده گانه که به فرمان خداوند بر مصریان وارد آمد، صدای بلند شیون و ناله مصریان در مصر برخاست و فرعون در نیمه شب، خودش در پی مشه و اهرون رفت و از آنها خواست تا از مصر خارج شوند.
سرپیچی و نافرمانی فرعون در آزاد ساختن عبرانیان، از دلایل اصلی وارد آمدن ده ضربت الهی بود. وی پس از هر ضربه، بهظاهر در برابر خداوند تسلیم می شد و تقاضای رفع مشکلات را می کرد، اما پس از مشاهده گشایش و رفع خطر، دوباره کبر و غرور او را فرا می گرفت و از اجرای فرمان خداوند خودداری می کرد.
حضرت موسی، وقوع برخی از ضربات را پیشتر به فرعون اطلاع می داد تا شاید با شنیدن خبر، دست از نافرمانی بردارد و پس از وقوع نیز، همواره (باوجود توهینهای فرعون) آماده بود تا با درخواست فرعون فوراً دست به دعا بلند کند و خواستار رفع بلا شود. این امر نشان می دهد که پروردگار حتی به عذاب شریران و گناهکاران راضی نیست و مایل است که هر چه سریعتر بازگشت و توبه آنها را بپذیرد. بنابراین، ده ضربت مذکور نشانه لطف خدا هستند که وی به جای رها کردن بیشتر ظالمان به حال خود و شاهد نابودی و فنای آنها بودن، با وارد ساختن ضرباتی به نام تأدیب، قصد هدایت و اصلاح آنان را دارد.
خروج از مصر
پیش از آخرین ضربت، پروردگار به بنی اسرائیل دستور داد که خانواده ها گوسفندی را اختیار و قربانی «پِسَح» را ذبح کنند. لازم بود که خون این قربانی را به نشانه ایمان به خدا از داخل بر سَرْدر و چهارچوبهای درون خانه خود بمالند و تا صبح از آن خارج نشوند. خداوند هنگام ضربت آخر به این خون توجه کرده، از ضربت زدن به این قوم صرفنظر می نمود. سپس بنی اسرائیل با عجله بسیار خارج شدند و به دلیل شتاب زیاد فرصتی نیافتند که خمیرهایشان را ورآمده کنند. پس آن را به صورت فطیر (مصا) پختند و رهسپار شدند. جمعیتی که از مصر خارج شد به غیر از زنان و اطفال، شامل ۶۰۰ هزار مرد پیاده و گروهی از دیگر اقوام غیر یهودی بود.
خداوند بار دیگر برای نمایان ساختن قدرت خود از یک سو، مصریان را وسوسه نمود که این قوم را تعقیب کنند و از سوی دیگر، به بنی اسرائیل فرمان داد تا در برابر دریا اردو زنند. در این حال که یهودیان، خود را از دو سو در تنگنا می دیدند، خدا به حضرت موسی دستور حرکت به سمت آب را صادر نمود. پس از آنکه شماری از یهودیان با ایمان قوی خود داخل آب شدند، یکی از بزرگترین معجزات تاریخ به وقوع پیوست. دریا شکافته شد و تمام آن جمعیت عظیم، از میان آن گذر کردند. نیز هنگامی که مصریان به امید دستگیر نمودن آنها وارد مسیر شکافته شده گشتند، به امر پروردگارْ آبها به جای خود بازگشتند و لشگریان فرعون را به سزای اعمال خویش رساندند. مشه و یهودیان پس از دیدن این صحنه عظیم، یکی از مجلل ترین سرودها را در وصف قدرت خداوند سرودند که در تورا ذکر شده است و «سرود دریا» نام داشته، هر روز در تفیلای صبح خوانده می شود.
موضوع خروج از مصر، یک معجزه آشکار خداوند بوده و نشانه نظارت دایمی او بر پدیدها و سرنوشت جهان است. این معجزه، مهمترین رخداد در تاریخ یهود است که در همه موعدها و بیشتر تفیلاها یادآوری می شود. همچنین هنگامی که تـورا دستور اجرای بسیاری از فرایض مذهبی را اعلام می نماید، آن رویداد هم ذکر می شود. ذکر مداوم واقعه خروج از مصر به انسان هشدار می دهد که شرط اول برای بندگی خالصانه خداوند، رها شدن از هر گونه بندگی غیر اوست.
این یادآوری در حقیقت، یکی از نشانه های ایمان به قدرت خداوند است. در اولین فرمان از مجموعه ده فرمان، خداوند بلافاصله پس از معرفی خود، موضوع خروج بنی اسرائیل از مصر را عنوان می کند و به این ترتیب، ذکر آن واقعه را هم ارزش با توحید و شناسایی خالق جهان می داند.
سرزمین مصر در زمان حضرت یوسف و حضرت موسی در رده قدرتمندترین کشور جهان مطرح بود. به همین دلیل، خروج یا فرار گروه عظیمی از بردگان ضعیف و بی سلاح همراه با خانواده هایشان از آن، امری تقریباً ناممکن به شمار می آمد.
از سوی دیگر، فرعون مصر، خود را یکی از معبودان جهان می پنداشت و کسی را یارای برابری با او نبود. عبرانیان نیز بر اثر فشار مأموران ستمگر مصری در آخرین سالهای اقامت در مصر، به شدت زیر فشارهای جسمی و روحی قرارگرفته بودند و در عمل، توانی برای رویارویی با قدرت عظیم مصریان نداشتند.
مجموع موارد فوق، ذهن انسان را مستقیماً به سوی قدرت و نظارت خداوند معطوف می کند و تنها خواست و مشیت الهی بود که تمام این موانع را کنار زد و قوم بنی اسرائیل را با سربلندی از سرزمین مصر و ظلم فرعون نجات داد. به همین علت است که ذکر و تعریف این واقعه، نشانه ایمان است.
نامگذاری این عیـد
نـام پسح از معجزه و لطف الهی در آخرین ضربت وارد شده به مصریان گرفته شده است. در ضربت دهم که منجر به مرگ اولزادهای مصریان شد، خداوند از آسیب رساندن به فرزندان اولزاد عبری چشم پوشی کرد. این لطف الهی در تـورا با لفظ «پاسَحْ» به معنی گذر کردن، جَستن و رحم نمودن بیان شده است. پس این عید را «پِسَح» نامیده اند و به نامهای دیگری نیز خوانده می شود که عبارتند از :
عید فطیر یا عید مصاها
از آنجا که یهودیان هنگام خروج از مصر فرصت کافی برای تهیه خمیر مناسب جهت پخت نان نداشتند، ناگزیر از خمیرِ ترش نشده – فطیر- استفاده کرده، نان فطیر ساختند که در زبان عبری «مَصـا» نام دارد و یهودیان در این عید تنها مجاز به استفاده از آن – و نه هیچ نان دیگری- هستند. از این رو، «عید مصاها» نامیده شد.
جشن بهار
این عید همواره در اوایل فصل بهار واقع می شود، و بنابراین، آن را جشن بهار نامیده اند.
جشن آزادی
این عید، جشن آزادی بنی اسرائیل از یوغ بندگی مصریان است. نزدیکی عید پسح با نوروز – عید باستانی ایرانیان (در بیشتر سالها) موجب شده است که مراسم پسح در میان ایرانیان کلیمی با شکوه و مراسم ویژه ای انجام شود و افزونبر مراسم مذهبی، سنتهای جاری نوروز چون دید و بازدید خانواده ها اجرا گردد.



۲ دیدگاه نوشته شده است!

نظر بدهید!
  1. kurosh می‌گه:

    با درود به شما و هم میهنان کلیمی گرامی کنیسه ها و معابد تاریخی فراوانی از کلیمیان د ایران هست که ناشناخته مانده و معرفی آن برای رشد فرهنگ ضروری است علاوه بر این حساسیت و آگاهی جامعه باعث جلوگیری از ویرانی آنها میشود

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: