مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

خوردنی‌های تابو(بخش دوم)

سخت‌پوستان و سایر غذاهای دریایی
تقریبا تمامی آبزیان غیر ماهی، مانند صدف، لابستر، خرچنگ و میگو، در یهودیت تحریم شده‌اند به این دلیل که در دریا زندگی می‌کنند ولی فاقد باله و فلس هستند.
به عنوان یک قاعده کلی، اهل سنت تمامی غذاهای دریایی را حلال می‌دانند. با این حال شیعیان (جعفری) آبزیان بدون فلس (به استثنای میگو) را حلال نمی‌دانند و در مورد تعلق لابستر به گروه میگو یا خرچنگ اختلاف نظر وجود دارد.خوردنی‌های تابو(بخش دوم)
گوزن و سم‌داران
گوزن شمالی در آلاسکا، نروژ، سوئد، فنلاند، روسیه و کانادا غذایی پر طرفدار است اما این کار در انگلستان و ایرلند غیر عادی است. محترم شدن این حیوان احتمالا از قصه گوزن شمالی همراه بابا نوئل در شب کریسمس ناشی شده است.
کریستر فاسلسانگ، فضانورد سوئدی، اجازه نیافت تا گوشت گوزن شمالی خشک به همراه خود به فضا ببرد چون این عمل آنهم درست نزدیک کریسمس برای آمریکایی‌ها غیر قابل قبول بود. او در عوض قدری گوشت گوزن موس همراه خود برد.
سگ

در هوبئی چین، گوشت سگ به عنوان «غذای مخصوص گوئیژو» تبلیغ شده است.گوشت سگ و گربه در کشورهای غربی تابوست و این تابو فقط در شرایط قحطی و گرسنگی شکسته شده است. در آلمان گوشت سگ همواره، دست کم از زمان فریدریش دوم به بعد، در زمان سختی‌ها خورده شده است. در اوایل قرن بیستم خوردن گوشت سگ در آلمان معمول بود. در سال ۱۹۳۷ قانونی جهت پیشگیری از بیماری تریشینوز در مورد خوک، سگ، گراز، روباه، گورکن و سایر گوشتخواران صادر شد. گوشت سگ در سال ۱۹۸۶ در آلمان ممنوع شد. در سال ۲۰۰۹ کشف یک مزرعه در چستوچوا که در آن سگان به منظور تهیه دنبه خوک پرورش داده می‌شدند، موجب رسوایی شد.
مطابق با متون قدیمی هندو، گوشت سگ ناپاک‌ترین غذای ممکنه است. گوشت سگ همچنین مطابق شریعت اسلام و یهود نجس و ناپاک است. بنابراین هر سه این سنت‌های مذهبی مصرف آن را نهی کرده‌اند.
در اساطیر ایرلندی آمده است که یکی از شخصیت‌ها در موقعیتی قرار گرفت که مجبور بود میان دو تابوی خوردن گوشت سگ و یا رفتار کردن بر خلاف اصول مهمان ‌نوازی یکی را انتخاب کند و او خوردن گوشت سگ را انتخاب کرد که موجب مرگش شد.
در مکزیک در دوران پیشاکلمبی خوردن نوعی سگ بی‌مو متداول بود ولی این رسم در دوران استعمار برافتاد. در شرق آسیا به جز در ویتنام، گوشت سگ به ندرت مصرف می‌شود که این به دلیل احترام به ارزش‌های اسلامی و بودیستی و نیز حقوق حیوانات است. منچوها مقرراتی در مورد ممنوعیت مصرف گوشت سگ دارند که بعضا توسط همسایگان‌شان در شمال شرق آسیا مصرف می‌شود. آنها همچنین کلاه‌های تهیه شده از پوست سگ را استفاده نمی‌کنند. گوشت سگ در برخی بخش‌های چین (مثل گوانگشی) و کره غذایی متداول است.
فیل
در جوامع غربی فیل‌ها در سیرک مشارکت دارند. در همین حال در مرکز و غرب آفریقا فیل‌ها برای گوشت‌شان شکار می‌شوند.[۴۱] برخی مردم تایلند بر این باورند که خوردن گوشت فیل موجب تقویت نیروی جنسی می‌شود و فیل‌ها هم گاهی اوقات فقط به همین خاطر شکار می‌شوند. یهودیت فیل را به عنوان یک موجود نامناسب زندگی‌کننده در خشکی تحریم کرده است.
ماهی‌
با دهانی که ماهی می‌خورد، با من سخن نگو.
مردمان سومالیایی (نژادی که در چندین کشور آفریقایی و یمن پراکنده است) خوردن ماهی را تابو می‌دارند با اقلیتی که ماهی می‌خورند ازدواج نمی‌کنند.
تابوی خوردن ماهی همچنین میان چادرنشینان و کشاورزان مناطق کوهستانی (و حتی در مواردی مناطق ساحلی) در مصر، اتیوپی، اریتره، سومالی، کنیا و تانزانیا وجود دارد. این امر گاهی تابوی ماهی مردم کوشیایی نامیده می‌شود چرا که کوشیایی زبان‌ها معتقدند که باید همه ساکنان شرق آفریقا را نخوردن ماهی آشنا کنند. محدوده این تابو دقیقا محدوده زبان کوشیایی است و مردمان بانتو و نیلوتیک چنین رسمی ندارند بلکه بسیاری از آنان مردان دریایند.
اندکی از مردمان بانتو و نیلوتیک هستند که از خوردن ماهی اجتناب می‌کنند و آنها همان‌هایی هستند که قبلا در محدوده پادشاهی کوش زندگی می‌کرده‌اند. در شرق آفریقا تابوی ماهی از تانزانیا فراتر نرفته است و ظاهرا محدوده پشه تسه‌تسه مانع اتصال فرهنگی مردم آن منطقه و گسترش این سنت شده و زامبیا و موزامبیک از این محدوده به دور مانده‌اند.
مرکز دیگری از اجتناب‌کنندگان از ماهی در جنوب آفریقا و در منطقه‌ای است که عموما سخنگویان به زبان‌های بانتو در آن حضور دارند. مشخص نیست که این بی‌میلی به طور جداگانه در خود آنها ایجاد گردیده یا به آنها تبلیغ شده است ولی مسلما چنین رفتاری در ساکنان اولیه جنوب آفریقا (خویسان)وجود نداشته است. با این وجود، از آنجا که ساکنان جنوب آفریقا تبادلات فرهنگی زیادی با ساکنان شمال و شرق آفریقا داشته‌اند، بعید نیست که این رسم در زمانی نامعلوم توسط کوچ‌نشینان شرق آفریقا به آنها منتقل شده باشد.
در یهودیت نیز برخی انواع ماهی تحریم شده‌اند مثل مارماهی آب شیرین (مهاجر) و تمامی گونه‌های گربه‌ماهی. همچنین موجوداتی که در دریا زندگی می‌کنند و فاقد باله و فلس (به غیر از موارد میکروسکوپی) هستند در یهودیت حلال شمرده نمی‌شوند. مسلمانان اهل سنت در مورد ماهی‌ها انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و گربه‌ماهی، مارماهی و سایر ماهیان بدون فلس را حلال می‌دانند ولی شیعیان جعفری (که در میان شیعیان اکثریت دارند) این موارد را مباح نمی‌شمارند. ماهی اوزون برون (استروژن) به دلیل نداشتن فلس برای مدت‌ها در ایران حرام شمرده می‌شد، تا زمانی که آیت الله خمینی با این استدلال که این ماهی در نوزادی دارای فلس‌های میکروسکوپی است که بعد از دو ماهگی می‌ریزد، این ماهی را حلال اعلام کرد و هیچیک از مراجع تقلید دیگر با این فتوا مخالفت نکردند.
بسیاری از قبایل ساکن ایالت‌های جنوب غربی آمریکا شامل ناواجو، آپاچی و زونی نیز تابویی برای خوردن ماهی‌ها و سایر موجودات دریایی از جمله مرغابیان دارند.
قارچ‌
روحانیان برهمایی، تانترایی و بعضا بودایی از مصرف قارچ و تمام محصولات تیره پیازیان خودداری می‌کنند. تصور بر این است که این غذاها به حواس لطمه می‌زنند و پرهیز از قارچ‌ها به دلیل این است که در شب رشد می‌کنند.
در ایسلند و نقاط دور افتاده سوئد قبل از جنگ جهانی دوم، قارچ به طور عمومی مصرف نمی‌شد و در عرف جامعه تنها برای خوراک گاوها و نیز در زمان جنگ و قحطی مورد استفاده قرار می‌گرفت.
خوکچه‌هندی و جوندگان مشابه
خوکچه هندی بخش مهمی از غذای مردم پرو و برخی مناطق کوهستانی اکوادور را تشکیل می‌دهد که غالبا ساکنان آند هستند. خوکچه در منوی اکثر رستوران‌های لیما و سایر شهرهای پرو یافت می‌شود. گوشت این جانور همچنین به ایالات متحده و آمریکا صادر می‌شود. در سال ۲۰۰۴ اداره پارک‌های شهرداری نیویورک، ارائه خوکچه هندی را در یک جشنواره اکوادوری در پارک کرونا قدغن کرد.
گرچه ایالت نیویورک خوردن خوکچه را مجار می‌داند ولی شهر نیویورک آن را ممنوع کرده است و به همین دلیل اتهام آزار فرهنگی بر علیه این شهرداری اقامه شده است.
جانوران شبیه جوندگان، کاپیبارا و پاکا، نیز به عنوان غذا در آمریکای جنوبی مصرف می‌شوند. محدودیت کلیسای کاتولیک در مورد عدم مصرف گوشت در زمان روزه‌داری، شامل کاپیبارا نمی‌شود چرا که مبلغین مسیحی در مورد این جانور توضیحاتی غلط به پاپ دادند و او نیز آن را ماهی به حساب آورد.
اسب و خر
گوشت اسب در سبد مصرف بسیاری از کشورها قرار دارد، از جمله ایتالیا، سرانه ۹۰۰ گرم در سال، هلند، بلژیک، فرانسه، سوئیس، که فروش آن در سوپرمارکت‌ها متداول است، آلمان، سرانه فقط ۵۰ گرم در سال، اسلوونی و صربستان. اما همین گوشت در بسیاری از کشورها و ادیان تابو است. در یهودیت گوشت اسب حرام است چون این حیوان نه نشخوار کننده است و نه سم آن شکاف دارد.
گوشت اسب همچنین در برخی مذاهب مسیحی ممنوع است. در سال ۷۳۲ پاپ گرگوری سوم خوردن گوشت اسب را به عنوان یک عمل پگانی تحریم کرد و آن را عملی پلید و کراهت‌آور خواند. در سال ۱۰۰۰ میلادی کلیسای ایسلند فقط زمانی قدرت گرفت که وعده داد ایسلندی‌ها می‌توانند همچنان به خوردن گوشت اسب ادامه دهند ولی پس از تثبیت وضع کلیسا، این اجازه لغو شد. گوشت اسب هنوز هم در ایسلند محبوب است و آن را همانند گوشت گوساله، گوسفند و خوک طبخ می‌کنند.
مصرف گوشت اسب در کشورهای انگلیسی‌زبان نامتداول است. در کانادا فروش گوشت اسب قانونی است ولی به سختی و تنها در ایالت‌ فرانسوی زبان کبک و برخی رستوران‌های فرانسوی در مناطق دیگر، پیدا می‌شود. بیشتر گوشت اسب تولیدی کانادا به اروپای قاره‌ای و ژاپن صادر می‌شود. در آمریکا، ایالت‌های کالیفرنیا و ایلی‌نوی فروش و مصرف گوشت اسب غیرقانونی است. با این حال در زمان جنگ دوم جهانی گوشت اسب در آمریکا مصرف می‌شد چرا که گوشت گاو گران و جیره‌بندی شده بود. در انگلستان تابوی مصرف گوشت اسب حتی شامل غذای حیوانات خانگی می‌شود. در کشورهای حوزه بالکان نیز گوشت اسب مصرف نمی‌شود چون اسب حیوان نجیبی شمرده می‌شود و نیز خوردن آن مربوط به قحطی زمان جنگ است.
در اسلام، اهل سنت معتقدند که پیامبر در یک روز گوشت خر و ازدواج موقت را منسوخ و حرام کرده است در حالی که این دو قبل از آن حلال بوده‌اند. اما شیعیان این حدیث را انکار می‌کنند و هیچکدام از این دو را حرام نمی‌دانند. با این حال بر اساس یک تابوی فرهنگی گوشت الاغ در ایران مصرف نمی‌شود و در مواردی که رستوران‌ها آن را به عنوان گوشت دیگری عرضه کنند با آن به عنوان یک عمل غیر قانونی برخورد می‌شود.
حشرات
به استثنای ملخ، سایر حشرات در دین یهود تحریم شده‌اند و حتی توصیه شده غذاها قبل از مصرف مورد بازبینی قرار گیرند تا حشره‌ای در آنها نباشد. در اسلام ملخ حلال شمره شده و در کنار ماهی‌ها دو موردی هستند که نیاز به ذبح اسلامی ندارند.
در غرب تابوی مصرف حشرات شامل عسل (که شهد به شمار می‌آید) نمی‌شود با وجود اینکه این ماده از دستگاه گوارش زنبور گذر کرده است. در یهودیت هم با وجود آنکه زنبور عسل از موجولات نجس استثنا نشده ولی عسل یک خوردنی حلال است. این موضوع در کتاب تلمود شرح داده شده به این صورت که زنبور تولید کننده واقعی عسل نیست و گل‌ها آن را تولید کرده و زنبور تنها آن را حمل می‌کند.
بسیاری گیاهخواران از عسل نیز به عنوان یک فراورده حیوانی پرهیز می‌کنند اما برخی با این عقیده موافق نیستند و تصور می‌کنند عسل بیشتر یک محصول گیاهی است تا حیوانی.



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: