مشترک شوید و مطالب را به صورت رایگان در ایمیل خود دریافت کنید

یهودیت (۹)

خروج بنی اسرائیل از مصر
بنی اسرائیل در اراضی حاصلخیز مصر سفلی رو بفزونی گذاشتند ولی عاقبت حالشان دگرگون گشت. احتمال میرود که چون فراعنه تب قوم هیکسس را از مصر راندند وضع بنی اسرائیل نیز در مصر عوض شده باشد با قبایل آسیایی که در مصر اقامت داشتند بسختی رفتار میشد و آنها را بسخت ترین مشقات را میداشتند بالاخره کار این عذاب و شکنجه بآنجا کشید که بنی اسرائیل یکسره فرار اختیار کردند و دوباره در صحاری شبه جزیره سینا به بیابان گردی مشغول شدند (در حدود ۱۴۰۰ یا ۱۲۰۰ قبل از میلاد).
خروج بنی اسرائیل از مصر در تحت ریاست مردی صورت گرفت موسی نام که از طرف خدا باو وحی میرسید.
سفر دوم توریه که در ذیل عنوان «خروج» آمده تاریخ موسی و خروج بنی اسرائیل را از مصر چنین نقل میکند که فرعون فرمان داده بود مولود اول خانواده های بنی اسرائیل را بقتل برسانند. درین موقع خدا بر ملّت خود رحمت آورد و پسری را که باید منجی قوم بشود از مرگ نجات داد. مادر موسی بقصد آنکه فرزند خویش را از مرگ بدر ببرد او را در سبدی قیراندود گذاشته در نیزارهای کنار نیل انداخت. دختر فرعون که بشست و شو میرفت او را دید و از آب گرفت و موسی نام نهاد یعنی «نجات یافته از آب» موسی در دربار فرعون تربیت شد و تمام علوم کهنه را فرا گرفت و زیرک و نیرومند گردید. روزی میگذشت دید مردی مصری یکی از بنی اسرائیل را میزند بکمک یهودی برخاسته مصری را بکشت ولی چون از عقوبت ترسید بصحرا گریخت و شبانی اختیار کرد. در آنجا خداوند بدو ظاهر شده گفت: «من مصیبت قوم خود را که در مصر اقامت دارد دیدم و فریادهای دردآلود آنها را شنیدم نزد فرعون برو و قوم بنی اسرائیل را از مصر بیرون ببر».
موسی برگشته نزد فرعون رفت ولی فرعون بخروج بنی اسرائیل رضایت نداد. آنوقت خداوند بلیّاتی سخت بر مصر نازل کرد چنانکه از آسمان غوک و ملخ میبارید. از ملخ ابری پدید میآمد. آبها خون شد. طاعون ظهور کرد. تگرگ آمد. ظلمت های غلیظ دست داد. مولود اول حیوانات مردند. این بلیّات آیات ده گانه نامیده میشود.
فرعون بوحشت افتاد و اجازه خروج داد ولی دوباره عقیده اش برگشته قشون فرستاد تا فراریان را دنبال کنند اما آب دریا که بحکم موسی منشق شده برای حرکت بنی اسرائیل راه داده بود دوباره بهم آمد و فرستادگان فرعون را فرو برد.

موسی و گوساله زر
تشکیلات ملّت یهود از موقعی شروع شد که آنقوم از مصر خارج گردید. موسی علاوه بر آنکه پیغمبر و طرف وحی خدا و پیشرو خروج از مصر بود در وضع قوانین محکم نیز دستی داشت.
هنگام مهاجرت از مصر بنی اسرائیل را چیزی جز اعتقاد به یهوه نبود. موسی باعتبار این اصل قوانینی گذاشت و بنی اسرائیل را فی الواقع ملت خدا گردانید ولی حصول این نتیجه بی زد و خورد دست نداد و چنانکه از تاریخ گوساله زر مستفاد میشود ناچار بود که مقاومت بنی اسرائیل را با زور بشکند. در توریه آمده که خدا موسی را بطور سینا خواست و احکام خود را در ضمن رعد باو القاء کرد. معذلک چون موسی چهل روز و چهل شب در روی کوه ماند اعتماد مردم از وی سلب شده در صدد افتادند بتی بپرستند و هارون برادر موسی( در داستان های اسلامی ومآخذ قرآنیذ سامری بت پرستی را بر پا کرد نه هارون برادر موسی) زر و زیور زنان را خواسته گوساله زری ساخت. بافتخار خدای تازه جشن بزرگی برپا کردند. «موسی چون بچادرها نزدیک شد و گوساله زر و رقص بنی اسرائیل را بدید غیظ کرد و الواح سنگی را که در دست داشت بر زمین کوبیده و همان پای کوه شکست. گوساله زری را که ساخته بودند گرفته در آتش انداخت و خاکستر کرد. خاکستر آنرا در آب ریخته بخورد بنی اسرائیل داد … پس از آن جلو چادرها ایستاده گفت هر که خود را از خدا میداند نزد من آید … هرکس باید شمشیر خود را بردارد و در چادرها از این سر تا آنسر بگردد و بکشد و هیچ رحم نیاورد» باین ترتیب ریشه بت پرستان کنده شد.

قوانین موسی
اصول مذهب و اخلاق و عبادات بنی اسرائیل را موسی آورده است و این مجموع در احکام عشره که بر الواح سنگی نقر شده بود خلاصه شده. عبادت در بنی اسرائیل عبارت از نذورات و قربانی است. بعلاوه قانون مذهبی احکام بسیار دیگری نیز آورده که موّید تندرستی است. مثلاً گوشت حیوانات ناپاک حرام شده. اعیاد اصلی قوم یهود یکی یوم السّبت است که در هفته یکروز و روز استراحت میباشد دیگر عید فصح و پانته کوت وتابرناکل که عید خروج از مصر و دریافت احکام و ورود بصحرا بود. موسی معبدی درست کرد تا مراسم عبادت را در جشنها در آنجا بعمل آوردند معبد را پرده دست دوزی شده که رنگی تند داشت و تا برنا کل نامیده میشد می پوشانید و بسه قسمت میشد: پروی که مخصوص قربانی بود. محراب که هدایا و نذورات را در آنجا می آوردند. حرم الاحرام که صندوق عهد را آنجا میگذاشتند. صندوق عهد از چوب ارز طلاکوب شده و حاوی الواح قوانین بود.
قوانین موسی نیزمانند مجموعۀ حمورابی شامل مطالبی راجع به مالکیّت و خانواده و حقوق افراد و گناهان و عقوبت. مبنای عقوبات قاعده قصاص بود باین معنی که خاطی هر کس باشد هرچه کرده باید همانرا بچشد. بعضی از قواعدیرا که در امر اخلاق و عدالت موسی بجهت بنی اسرائیل ترتیب داده می آوریم:
«پروردگار. خدای خود را تا میتوانی در سویدای قلب و از جان و دل دوست بدار. پدر و مادر را محترم بدار تا در زمینی که خداوند بتو عطا خواهد کرد عمرت طولانی شود. در برابر کسانیکه مویشان سفید شده فروتنی پیشه کن و پیرمردان را احترام نما- دنبال کینه کشی مرو و اگر بدی از کسی دیده ای بدست فراموشی بسپار- در حکم دادن و نظامات و اوزان و مقادیر هیچگاه برخلاف انصاف قدمی مگذار. شهادت دروغ درباره همسایه خود مده. پیرامون آزار بیوه و یتیم مگرد. اگر غریبی در میان شما زندگی میکند او را سرزنش مکنید و دوست بدارید زیرا شما خودتان هم در مصر غربت کشیده اید. هنگامی که درو میکنی آنچه روئیده تا دم خاک مبر و خوشه هایی را که می افتد برمچین. در تاکستان خود اگر خوشه ای ماند یا حبه ای مگیر تا قسمت فقرا و غربا باشد. هرگاه از بنی اسرئیل زر خریدی داشتی چون شش سال خدمت تو کرد سال هفتمین آزاد است سر خود میگیرد و چیزی بتو نمی پردازد. اگر زن دارد زنش نیز با او میرود ولی اگر مولای وی او را زن داده و فرزندان آورده زن و فرزند از آن مولی خواهد بود. اگر کسی بچشم زر خرید یا کنیز خود ضربتی وارد آورد که از حلیه بصر عاری شود در عوض آن زر خرید یا کنیز را آزاد خواهد کرد. شاهد نگذرانده آدم کش مجازات نمیشود مگر پس از شهادت شهود. هیچکس را بشهادت یکنفر نمیتوان محکوم دانست. آنکه پدر یا مادرش را بزند جزایش قتل است. آنکه یکی از همشهریان خود را مجروح کند مستحق همان رفتاری است که از خود او سر زده. شکستگی به شکستگی. العین بالعین. السن بالسن.»



نخستین فردی باشید که دیدگاه خود را بیان میکند!

نام شما: (لازم)

ایمیل شما: (لازم)

آدرس سایت یا وبلاگ:

متن نظر: